غلط کردم

:: غلط کردم

کد خبر: ۲۰۱۰۹۲

تعداد کل نظرات: ۲ نظر

تاریخ انتشار: ۱۰:۵۸ - ۰۴ مهر ۱۳۹۵

صفحه نخست >> سیاست

نامه مرتضوی؛ توبه يا معامله

عارف در حالی این عذرخواهی را با‌ارزش دانسته که از زمان انتشار نامه عذرخواهی مرتضوی اغلب واکنش‌ها به این عفوطلبی، رنگی از انتقاد داشته است

توبه‌نامه دادستان سابق تهران، سعید مرتضوی هنوز هم با واکنش‌های مختلفی بین فعالان سیاسی روبه‌روست؛ اما وجه مشترک این واکنش‌ها به دیرهنگام‌بودن این توبه نامه اشاره مي‌كند. محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید در مجلس، تأکید کرده: «پوزش‌خواهی و عذرخواهی هیچ فردی دادگاه را برای ادامه رسیدگی به پرونده منع نمی‌کند».

عارف که در مراسم سال تحصیلی جدید در مدرسه شهید کدخدایی حاضر شده بود، در ادامه سخنانش گفت: «درصورتی‌که خطایی در کهریزک انجام شده، باید تنبیه‌های لازم صورت گیرد و این عذرخواهی بسیار دیرهنگام بود؛ اما ما از آن استقبال می‌کنیم و امیدواریم برای موارد دیگر الگو باشد». او در پاسخ به این سؤال که آیا عذرخواهی مرتضوی تأثیری در تغییر دیگر احکام صادرشده برای محکومان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ خواهد داشت یا خیر؟ گفت: «قطعا دادگاه باید تصمیم آخر را بگیرد و حرف آخر را بزند، چراکه ما قاضی نیستیم، با‌این‌حال عذرخواهی ایشان نزد افکار عمومی اقدامی باارزش بود». 

عارف در حالی این عذرخواهی را با‌ارزش دانسته که از زمان انتشار نامه عذرخواهی مرتضوی اغلب واکنش‌ها به این عفوطلبی، رنگی از انتقاد داشته است. مرتضوی دادستان سابق تهران ٢١ شهریور در جلسه سوم دادگاه خود در ارتباط با حوادث کهریزک، در نامه‌ای قربانیان کهریزک را شهید خطاب کرده و از خانواده‌های آنان عذرخواهی کرده بود. این نامه با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد که هرکدام باب تازه‌ای را در انتقاد بی‌محابا از مرتضوی گشوده بود. 

رمزگشایی از ابعاد جدید نامه مرتضوی
عباس سلیمی‌نمین، از فعالان سیاسی اصولگرا، روز گذشته ابعاد جدیدی از نامه عذرخواهی سعید مرتضوی را رمزگشایی کرد؛ موضوعی که شاید عموم تحلیلگران سیاسی به آن اذعان كرده‌اند؛ اما به هر دلیلی بر زبان نیاوده بودند. سلیمی‌نمین در یادداشتی که در اختیار سایت الف قرار داده، نوشته است: «از آن نامه بوی معامله به مشام می‌رسد تا توبه». 

او سپس در توضیح این معامله با نوعی پیچیده‌گویی چنین نوشته است: «از جمله تجربیاتی که در چند سال گذشته به آن، بی‌توجهی توجیه‌ناپذيري شده، موقعیت‌دادن به افراد فاقد مبانی اندیشه‌ای و رفتاری در جایگاه‌های مهم است. جریانات سیاسی در سنوات پشت‌سر گذاشته‌شده بدون توجه به نتایج حاصله به‌کارگیری چنین افرادی، صرفا برای تسریع در نیل به اهدافشان، خطای رقبای خود را در زمان درقدرت‌بودن تکرار کرده‌اند؛ حال آنکه معامله‌گری با هرکه در قدرت باشد و مباح‌دانستن توسل به هر شیوه و وسیله‌ای در انجام وظایف در نهایت جز بدنامی به بار نخواهد آورد. متأسفانه سهل‌طلبی حاکم بر فضای رقابت‌های سیاسی موجب می‌شود چنین افرادی عمدتا بر شخصیت‌های پایبند بر اصول و مبانی رجحان داده شوند». سلیمی‌نمین در ادامه یادداشت خود آورده است: «از آنجا که صاحب این قلم بر این باور است که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری جریاناتی به‌دنبال زنده‌کردن تلخی‌های ناشی از کلیدخوردن قانون‌گریزی در سال ۸۸ برآمده‌اند و بر این اساس حتی از بیانیه آقای مرتضوی بوی نوعی معامله‌گری استشمام مي‌كنند و نه ابراز ندامت از خطاهای خود، در مسیر این خواسته سیاسی قرار نمی‌گیرند».

مرتضوی به هر طرف می‌غلتد معامله جدید شکل می‌گیرد
سلیمی‌نمین ادامه داده است: «متأسفانه حضور افرادی چون آقای مرتضوی در جایگاه دادستانی بهانه‌های جدیدی در اختیار سیاست‌مداران زیاده‌خواه قرار داد که تحریک احساسات جوانان از طریق القای تقلب در برابر آن رنگ می‌باخت. هرچند تخلفات آقای مرتضوی مؤخر بر طغیان سیاست‌مداران زیاده‌خواه در برابر قانون بود؛ اما کارکرد جناب دادستان سابق روند تبلیغات نیروهای داخلی و خارجی را با یکدیگر در یک مسیر قرار داد، زیرا قبل از آن بیگانگان «تا حدی» می‌توانستند دخالت خود را در رقابت‌های سیاسی داخلی ایران موجه جلوه‌گر سازند. بر همین اساس برخی از صاحب‌نظران معتقدند مرتضوی فردی است که به هر طرف می‌غلتد معامله جدید شکل می‌گیرد و لذا از نامه اخیر وی نیز معامله دیگری را استنباط می‌کنند. چرا باید در این نامه از تعابیری استفاده شود که ماهیت جرم را یکسره پاک و ماهیت مجازات را یکسره پررنگ می‌کند».

سلیمی‌نمین در این یادداشت، نامه را بیانیه سیاسی خوانده و در ادامه نوشته است: «این فرد ظاهرا حقوق‌دان می‌توانست در زمینه عدم تطبیق جرم و رفتار بازدارنده قضائی با کسانی که در صحنه جرم دستگیر شده بودند، اعتراف به خطا کند؛ اما این بیانیه سیاسی کمک شایان توجهی به جریانی مي‌كند که تلاش مي‌كردند جنایت را با تقلب جایگزین کنند. قطعا فراموش نخواهد شد چگونه در چارچوب معامله‌گری دیگری، کسانی که در آستانه انتخابات مجلس ششم «عالی‌جناب سرخ‌پوش» را نوشتند متنبه شدند».

او در ادامه با کنایه به تیتری که روزنامه «شرق» درباره واکنش‌ها به نامه مرتضوی انتخاب کرده بود، مدعی شده است: «همچنین فراموش نخواهد شد که چگونه براساس ادامه این نوع معامله‌گری‌ها پرونده‌های فروش سؤالات آزمون علوم پزشکی دانشگاه آزاد برای مدتی مفقود شد تا خیانت کسانی که طی چهار سال سؤالات را در سراسر ایران به فروش رسانده بودند، مکتوم بماند. آنچه توسط این دادستان سابق در این زمینه صورت گرفت، چرا نباید دست‌کم در حد کشته‌شدن سه نفر بازداشتی در کهریزک مورد توجه و عنایت قرار گیرد؟ مطبوعاتی که امروز با تیتر درشت در واکنش به درخواست بخشش نسبت به قصوری که درمورد این سه نفر صورت گرفته، می‌گویند: «نمی‌بخشیم»، چرا در برابر معامله‌گری درباره پرونده فروش سؤالات علوم پزشکی دانشگاه آزاد همواره سکوت کرده‌اند؟ آیا این بازی‌کردن با جان انسان‌ها نیست؟ امید آنکه با کارکرد افراد فاقد مبنای فکری و رفتاری مقابله جدی کنیم؛ چه معامله‌گری آنان در راستای منافع حزبی و گروهی ما باشد یا مغایر با آن».

از ادعای سلیمی‌نمین تا درخواست اشد مجازات
سلیمی‌نمین در این یادداشت دایره معامله‌گری سعید مرتضوی را به جریان‌های رسانه‌ای منتقد او و حتی جریان‌های سیاسی اپوزیسیون گسترده کرده است. فارغ از ادعای سلیمی‌نمین، اما توجه به روحیه معامله‌گرایانه سعید مرتضوی از سوی این تحلیلگر جریان اصولگراست؛ موضوعی که دست‌کم در واکنش‌های صورت‌گرفته به نامه عذرخواهی مرتضوی دیده نشده بود. اغلب آن واکنش‌ها بر این تأکید داشتند که یا سعید مرتضوی را نمی‌بخشیم یا اینکه آن نامه را به‌مثابه اعتراف دادستان سابق تهران به جرمش در جریان کهریزک قلمداد کرده و آن را دیرهنگام و بلااثر خوانده بودند. مهم‌ترین این واکنش‌ها، سخنان حجت‌الاسلام دری‌نجف‌آبادی، وزیر اسبق اطلاعات در دولت خاتمی، است. 

او دراین‌باره گفته بود: «در سال ٨٨ به‌عنوان دادستان کل کشور مخالف انتقال زندانیان به کهریزک بودم و پافشاری کردم که این کار انجام نشود. امروز بعضی افراد دخیل در قضیه کهریزک بعد از هفت سال اعلام می‌کنند که ما توبه کردیم، اما توبه آنان دیگر اثری ندارد؛ زیرا زیان‌های سنگینی برای کشور داشت». دری‌نجف‌آبادی حتی پا را فراتر نهاده و به ماجرای زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی - کانادایی هم اشاره کرده بود؛ خبرنگاری که در سال ٨٢ مقابل زندان اوین بازداشت و بعد از ١٨ روز اعلام شد که بر اثر ضربه مغزی فوت کرده است. 

دری‌نجف‌آبادی گفته بود: «در زمانی که دادستان کل کشور بودم، بر اثر غفلت بعضی از افراد، یک خانم بر اثر حادثه‌ای فوت و این موضوع موجب قطع رابطه دولت کانادا با ایران شد». این عالی‌ترین سطح از واکنش‌ها به نامه مرتضوی بود،  از همه مهم‌تر شاید خواهر محمد کامرانی، یکی از شهدای ماجرای کهریزک، بود که در واکنش به نامه مرتضوی گفته بود: «عذرخواهی شما درمان ناله‌های جان‌سوز مادرم و بغض‌های پدرم نیست. آنها برای فرزند عزیزشان آرزوهای بزرگی داشتند؛ اما شما با حکم خود همه آن آرزوها را نابود کردید».

علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس، هم دراین‌باره گفته بود: «نامه آقای مرتضوی درمجموع یک کار مثبت بود. در این نامه او خطای خود را پذیرفت و خوب است نامه‌ای هم درباره زهرا کاظمی بنویسد و موضوع را روشن کند. اینکه ایشان سه جوان مرحوم، روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر را «شهید» نامیده است، نشان می‌دهد اعتراض مدنی را در جمهوری اسلامی ایران به رسمیت می‌شناسد و مانند برخی افراد نیست که معتقدند- اگرچه به زبان نمی‌آورند- اساسا در جمهوری اسلامی ایران خطایی رخ نمی‌دهد و کسی هم حق اعتراض ندارد و هر معترضی را ضدنظام و حتی ضداسلام و ولایت معرفی می‌کنند».به نظر می‌رسد نامه سعید مرتضوی تا زمانی که حکم نهایی او در ماجرای کهریزک اعلام شود، با واکنش‌هایی همراه باشد که هرکدام ابعاد جدیدی از شخصیت او را واگویه می‌کنند.

 

منبع : کلاغ نیوزغلط کردم
برچسب ها : مرتضوی ,نامه ,عذرخواهی ,سیاسی ,کرده ,کهریزک ,سعید مرتضوی ,دادستان سابق ,آقای مرتضوی ,نامه مرتضوی ,عذرخواهی مرتضوی ,نامه عذرخواهی مرتضوی ,جمهوری

غلط کردم

:: غلط کردم

کد خبر: ۲۰۱۰۹۲

تعداد کل نظرات: ۲ نظر

تاریخ انتشار: ۱۰:۵۸ - ۰۴ مهر ۱۳۹۵

صفحه نخست >> سیاست

نامه مرتضوی؛ توبه يا معامله

عارف در حالی این عذرخواهی را با‌ارزش دانسته که از زمان انتشار نامه عذرخواهی مرتضوی اغلب واکنش‌ها به این عفوطلبی، رنگی از انتقاد داشته است

توبه‌نامه دادستان سابق تهران، سعید مرتضوی هنوز هم با واکنش‌های مختلفی بین فعالان سیاسی روبه‌روست؛ اما وجه مشترک این واکنش‌ها به دیرهنگام‌بودن این توبه نامه اشاره مي‌كند. محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید در مجلس، تأکید کرده: «پوزش‌خواهی و عذرخواهی هیچ فردی دادگاه را برای ادامه رسیدگی به پرونده منع نمی‌کند».

عارف که در مراسم سال تحصیلی جدید در مدرسه شهید کدخدایی حاضر شده بود، در ادامه سخنانش گفت: «درصورتی‌که خطایی در کهریزک انجام شده، باید تنبیه‌های لازم صورت گیرد و این عذرخواهی بسیار دیرهنگام بود؛ اما ما از آن استقبال می‌کنیم و امیدواریم برای موارد دیگر الگو باشد». او در پاسخ به این سؤال که آیا عذرخواهی مرتضوی تأثیری در تغییر دیگر احکام صادرشده برای محکومان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ خواهد داشت یا خیر؟ گفت: «قطعا دادگاه باید تصمیم آخر را بگیرد و حرف آخر را بزند، چراکه ما قاضی نیستیم، با‌این‌حال عذرخواهی ایشان نزد افکار عمومی اقدامی باارزش بود». 

عارف در حالی این عذرخواهی را با‌ارزش دانسته که از زمان انتشار نامه عذرخواهی مرتضوی اغلب واکنش‌ها به این عفوطلبی، رنگی از انتقاد داشته است. مرتضوی دادستان سابق تهران ٢١ شهریور در جلسه سوم دادگاه خود در ارتباط با حوادث کهریزک، در نامه‌ای قربانیان کهریزک را شهید خطاب کرده و از خانواده‌های آنان عذرخواهی کرده بود. این نامه با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد که هرکدام باب تازه‌ای را در انتقاد بی‌محابا از مرتضوی گشوده بود. 

رمزگشایی از ابعاد جدید نامه مرتضوی
عباس سلیمی‌نمین، از فعالان سیاسی اصولگرا، روز گذشته ابعاد جدیدی از نامه عذرخواهی سعید مرتضوی را رمزگشایی کرد؛ موضوعی که شاید عموم تحلیلگران سیاسی به آن اذعان كرده‌اند؛ اما به هر دلیلی بر زبان نیاوده بودند. سلیمی‌نمین در یادداشتی که در اختیار سایت الف قرار داده، نوشته است: «از آن نامه بوی معامله به مشام می‌رسد تا توبه». 

او سپس در توضیح این معامله با نوعی پیچیده‌گویی چنین نوشته است: «از جمله تجربیاتی که در چند سال گذشته به آن، بی‌توجهی توجیه‌ناپذيري شده، موقعیت‌دادن به افراد فاقد مبانی اندیشه‌ای و رفتاری در جایگاه‌های مهم است. جریانات سیاسی در سنوات پشت‌سر گذاشته‌شده بدون توجه به نتایج حاصله به‌کارگیری چنین افرادی، صرفا برای تسریع در نیل به اهدافشان، خطای رقبای خود را در زمان درقدرت‌بودن تکرار کرده‌اند؛ حال آنکه معامله‌گری با هرکه در قدرت باشد و مباح‌دانستن توسل به هر شیوه و وسیله‌ای در انجام وظایف در نهایت جز بدنامی به بار نخواهد آورد. متأسفانه سهل‌طلبی حاکم بر فضای رقابت‌های سیاسی موجب می‌شود چنین افرادی عمدتا بر شخصیت‌های پایبند بر اصول و مبانی رجحان داده شوند». سلیمی‌نمین در ادامه یادداشت خود آورده است: «از آنجا که صاحب این قلم بر این باور است که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری جریاناتی به‌دنبال زنده‌کردن تلخی‌های ناشی از کلیدخوردن قانون‌گریزی در سال ۸۸ برآمده‌اند و بر این اساس حتی از بیانیه آقای مرتضوی بوی نوعی معامله‌گری استشمام مي‌كنند و نه ابراز ندامت از خطاهای خود، در مسیر این خواسته سیاسی قرار نمی‌گیرند».

مرتضوی به هر طرف می‌غلتد معامله جدید شکل می‌گیرد
سلیمی‌نمین ادامه داده است: «متأسفانه حضور افرادی چون آقای مرتضوی در جایگاه دادستانی بهانه‌های جدیدی در اختیار سیاست‌مداران زیاده‌خواه قرار داد که تحریک احساسات جوانان از طریق القای تقلب در برابر آن رنگ می‌باخت. هرچند تخلفات آقای مرتضوی مؤخر بر طغیان سیاست‌مداران زیاده‌خواه در برابر قانون بود؛ اما کارکرد جناب دادستان سابق روند تبلیغات نیروهای داخلی و خارجی را با یکدیگر در یک مسیر قرار داد، زیرا قبل از آن بیگانگان «تا حدی» می‌توانستند دخالت خود را در رقابت‌های سیاسی داخلی ایران موجه جلوه‌گر سازند. بر همین اساس برخی از صاحب‌نظران معتقدند مرتضوی فردی است که به هر طرف می‌غلتد معامله جدید شکل می‌گیرد و لذا از نامه اخیر وی نیز معامله دیگری را استنباط می‌کنند. چرا باید در این نامه از تعابیری استفاده شود که ماهیت جرم را یکسره پاک و ماهیت مجازات را یکسره پررنگ می‌کند».

سلیمی‌نمین در این یادداشت، نامه را بیانیه سیاسی خوانده و در ادامه نوشته است: «این فرد ظاهرا حقوق‌دان می‌توانست در زمینه عدم تطبیق جرم و رفتار بازدارنده قضائی با کسانی که در صحنه جرم دستگیر شده بودند، اعتراف به خطا کند؛ اما این بیانیه سیاسی کمک شایان توجهی به جریانی مي‌كند که تلاش مي‌كردند جنایت را با تقلب جایگزین کنند. قطعا فراموش نخواهد شد چگونه در چارچوب معامله‌گری دیگری، کسانی که در آستانه انتخابات مجلس ششم «عالی‌جناب سرخ‌پوش» را نوشتند متنبه شدند».

او در ادامه با کنایه به تیتری که روزنامه «شرق» درباره واکنش‌ها به نامه مرتضوی انتخاب کرده بود، مدعی شده است: «همچنین فراموش نخواهد شد که چگونه براساس ادامه این نوع معامله‌گری‌ها پرونده‌های فروش سؤالات آزمون علوم پزشکی دانشگاه آزاد برای مدتی مفقود شد تا خیانت کسانی که طی چهار سال سؤالات را در سراسر ایران به فروش رسانده بودند، مکتوم بماند. آنچه توسط این دادستان سابق در این زمینه صورت گرفت، چرا نباید دست‌کم در حد کشته‌شدن سه نفر بازداشتی در کهریزک مورد توجه و عنایت قرار گیرد؟ مطبوعاتی که امروز با تیتر درشت در واکنش به درخواست بخشش نسبت به قصوری که درمورد این سه نفر صورت گرفته، می‌گویند: «نمی‌بخشیم»، چرا در برابر معامله‌گری درباره پرونده فروش سؤالات علوم پزشکی دانشگاه آزاد همواره سکوت کرده‌اند؟ آیا این بازی‌کردن با جان انسان‌ها نیست؟ امید آنکه با کارکرد افراد فاقد مبنای فکری و رفتاری مقابله جدی کنیم؛ چه معامله‌گری آنان در راستای منافع حزبی و گروهی ما باشد یا مغایر با آن».

از ادعای سلیمی‌نمین تا درخواست اشد مجازات
سلیمی‌نمین در این یادداشت دایره معامله‌گری سعید مرتضوی را به جریان‌های رسانه‌ای منتقد او و حتی جریان‌های سیاسی اپوزیسیون گسترده کرده است. فارغ از ادعای سلیمی‌نمین، اما توجه به روحیه معامله‌گرایانه سعید مرتضوی از سوی این تحلیلگر جریان اصولگراست؛ موضوعی که دست‌کم در واکنش‌های صورت‌گرفته به نامه عذرخواهی مرتضوی دیده نشده بود. اغلب آن واکنش‌ها بر این تأکید داشتند که یا سعید مرتضوی را نمی‌بخشیم یا اینکه آن نامه را به‌مثابه اعتراف دادستان سابق تهران به جرمش در جریان کهریزک قلمداد کرده و آن را دیرهنگام و بلااثر خوانده بودند. مهم‌ترین این واکنش‌ها، سخنان حجت‌الاسلام دری‌نجف‌آبادی، وزیر اسبق اطلاعات در دولت خاتمی، است. 

او دراین‌باره گفته بود: «در سال ٨٨ به‌عنوان دادستان کل کشور مخالف انتقال زندانیان به کهریزک بودم و پافشاری کردم که این کار انجام نشود. امروز بعضی افراد دخیل در قضیه کهریزک بعد از هفت سال اعلام می‌کنند که ما توبه کردیم، اما توبه آنان دیگر اثری ندارد؛ زیرا زیان‌های سنگینی برای کشور داشت». دری‌نجف‌آبادی حتی پا را فراتر نهاده و به ماجرای زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی - کانادایی هم اشاره کرده بود؛ خبرنگاری که در سال ٨٢ مقابل زندان اوین بازداشت و بعد از ١٨ روز اعلام شد که بر اثر ضربه مغزی فوت کرده است. 

دری‌نجف‌آبادی گفته بود: «در زمانی که دادستان کل کشور بودم، بر اثر غفلت بعضی از افراد، یک خانم بر اثر حادثه‌ای فوت و این موضوع موجب قطع رابطه دولت کانادا با ایران شد». این عالی‌ترین سطح از واکنش‌ها به نامه مرتضوی بود،  از همه مهم‌تر شاید خواهر محمد کامرانی، یکی از شهدای ماجرای کهریزک، بود که در واکنش به نامه مرتضوی گفته بود: «عذرخواهی شما درمان ناله‌های جان‌سوز مادرم و بغض‌های پدرم نیست. آنها برای فرزند عزیزشان آرزوهای بزرگی داشتند؛ اما شما با حکم خود همه آن آرزوها را نابود کردید».

علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس، هم دراین‌باره گفته بود: «نامه آقای مرتضوی درمجموع یک کار مثبت بود. در این نامه او خطای خود را پذیرفت و خوب است نامه‌ای هم درباره زهرا کاظمی بنویسد و موضوع را روشن کند. اینکه ایشان سه جوان مرحوم، روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر را «شهید» نامیده است، نشان می‌دهد اعتراض مدنی را در جمهوری اسلامی ایران به رسمیت می‌شناسد و مانند برخی افراد نیست که معتقدند- اگرچه به زبان نمی‌آورند- اساسا در جمهوری اسلامی ایران خطایی رخ نمی‌دهد و کسی هم حق اعتراض ندارد و هر معترضی را ضدنظام و حتی ضداسلام و ولایت معرفی می‌کنند».به نظر می‌رسد نامه سعید مرتضوی تا زمانی که حکم نهایی او در ماجرای کهریزک اعلام شود، با واکنش‌هایی همراه باشد که هرکدام ابعاد جدیدی از شخصیت او را واگویه می‌کنند.

 

منبع : کلاغ نیوزغلط کردم
برچسب ها : مرتضوی ,نامه ,عذرخواهی ,سیاسی ,کرده ,کهریزک ,سعید مرتضوی ,دادستان سابق ,آقای مرتضوی ,نامه مرتضوی ,عذرخواهی مرتضوی ,نامه عذرخواهی مرتضوی ,جمهوری

باز هم احمدی نژاد

:: باز هم احمدی نژاد
کد خبر: ۳۳۳۱۲۷
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۹
شرق در یادداشتی آورده است:
به گزارش نامه‌نیوز، آرزو و آرمان اصلاحات، تقویت جامعه مدنی و افزایش خودآیینی است، برای آنکه افراد بتوانند در محیطی آزاد كه مبتنی بر عقل و اخلاق است تصمیم بگیرند. هرچه در مسیر تضعیف این آرمان قرار گیرد، راه را براي اصلاحات و اصلاح‌طلبی دشوار مي‌كند؛ حتی می‌توان شرایطی حاد را در نظر گرفت که با تهدید و حذف مطلق خود‌مختاری در افراد اصلاحات با انسداد کامل مواجه شود. نظام‌های غیردموکرات که عرصه‌ای برای خودمختاری فرد باقی نمی‌گذارند، میخ بر تابوت اصلاحات می‌کوبند. شیشه عمر اصلاحات جامعه‌ای توانمند و باز است، بسته نگاه‌ داشتن جامعه و وارد‌ آوردن فشار بر مردم تا آنان به موجوداتی محتاج و وابسته به غیر و به عبارتی «دگرآیین» تبدیل شوند و مجبور باشند برای بقای‌شان به دستاویز نفاق، ریاکاری و انقیاد صِرف روي آورند، تیشه به ریشه اصلاحات می‌زند و آرمان اصلاح‌طلبی را دود می‌کند و به هوا می‌برد.

کوشش تمامی اصلاح‌طلبان واقعی اگر چه از صحنه سیاست رسمی رانده شده‌اند، جلوگیری از آسیب‌خوردن و بی‌پناه‌ شدن اجتماع است. آنان دغدغه‌مندانه با توش و توانی که برایشان باقی مانده است، نمی‌خواهند آرمان نیک‌خواهان که در تاریخ پرفراز و نشیب ایران برای توسعه و سرافرازی ملی رنج‌ها کشیده‌اند و در راهش جان‌ها و آبروها نثار کرده‌اند، به انحراف و اعوجاج کشیده شود. مهم‌ترین شاخص انحطاط از نظر اصلاح‌طلبان، روند سیاسی و تصمیم‌هاي کلانی است که محصولش به جامعه‌ای ضعیف، در‌خودبسته، محتاج‌به‌غیر و مطیع منجر می‌شود. انزجار از احمدی‌نژاد از سر امر شخصی و خصومت خصوصی با او نبود و نیست بلکه با برنامه‌ای بود که در هشت سال از سوی دولت و کارگزارانش کشوری را که در بهترین موقعیت در داخل و خارج قرار داشت به قعر تهی‌دستی و ذلت و فساد کشاندند. انزجاری که از لوح ضمیر ملی به‌زودی پاک و زدوده نمی‌شود. مسئله احمدی‌نژاد، مسئله‌ای واقعی و ملی است، مسئله ضایع‌كردن سرمایه‌هایی است که عزت و توانمندی ملی را هدف گرفت و فرسود و تباه كرد. هنوز آثار شوم برنامه‌های کلان دولتش کاملا روشن نیست و به بررسی عمیق و جدی برای زدودن ضایعات و خرابی‌ها و جلوگیری از مهلکه‌های بیشتر نیاز دارد.

مسئله احمدی‌نژاد که به بحرانی تمام‌عیار بدل شده بود، به تصمیمی ملی برای روی کار آمدن دولت دکتر روحانی منجر شد. دفاع اصلاحات از دولت دکتر روحانی که تأثیری قاطع در پیروزی او ایفا کرد، توأم است با همبستگی و انتقاد مشفقانه؛ انتقاد برای تقویت دولت اعتدال تا آفت‌هاي دولت پیشین و بقایایش این دولت را مبتلا كند. دفاع اصلاح‌طلبان از دولت تدبیر و امید، دفاع از حریم جامعه مدنی بود که به‌جد در معرض آسیب قرار داشت، آثار جراحت بر پیکر جامعه مدنی هنوز باقی است؛ این جامعه در ورطه درگیری‌های داخلی برآمده از فساد روشمند و نبود شفافیت، وجود تبعیض و فشارهای اقتصادیِ بیشتر از طاقتش، از سوی قدرت‌های جهانی به تله افتاده بود.  کلاف سردرگم و درهم‌تافته‌اي كه دستپخت دولت نهم و دهم بود، جامعه را به بحراني کشاند كه خوشبختانه با عزمی ملی و درک عمومی از بحرانی که گریبانش را گرفته بود، به انتخابی دست زد تا ضربه‌گیر اعتدال و عقلانیت، تا حدی جلوي بحران‌های بیشتر و خطرناک‌تر را بگیرد. بدیهی بود دولت اعتدال برای باز کردن کلاف درهم‌پیچ مشکلات قادر نبود همه گره‌ها و قفل‌ها را یک‌جا و یک‌مرتبه باز کند. دفاع اصلاحات از دولت اعتدال، دفاع از عقلانیت برای برون‌آوردن جامعه از بحران بیشتر در میان انبوهی از زخم‌ها و جراحت‌ها بود؛ زخم‌هایی که دولت بايد با تدبیر، موارد حادتر و بحرانی‌ترش را شناسایی كند و با تشخیص اولویت از میان آنها، به حل و گره‌گشایی‌شان اهتمام ورزد.  سیاست «تفکیک» و اولویت‌بندی در وضعیت بحران‌زده، سیاستی ناگزیر بود که دولت اعتدال را فرا می‌خواند. در این موقعیت تصمیم‌گرفتن و انتخاب در میان تعدد مشکلات وخیم، کار را بسیار سخت و دشوار مي‌كند. شرایطی که به دولت یازدهم ارث رسید، بی‌اغراق به جبهه جنگ و تعدد زخمی‌هايي شبیه بود که برای درمان به پشت جبهه می‌آورند. محدودیت منابع و نبودن تجهیزات کافی و نیروی متخصص، تصمیم برای «تفکیک» و الویت‌بخشی درمان، همان وضعیت خطیری بود که دولت اعتدال برای تصمیم‌گیری با آن مواجه شد و گریبان دولت یازدهم را گرفت. کسانی که در معرض مخاطره تصمیم‌گیری نیستند و ناظر بیرونی‌اند، می‌توانند غیرمسئولانه خرده بگیرند و تصمیم‌های اضطراری را به باد انتقاد، بدون آنکه خود راه ‌حل بدیل و بهتری داشته باشند. برای روشن‌شدن وضعیت دولت اعتدال در مواجهه با بحران احمدی‌نژاد، خوب است قطعه‌ای از کتاب «در ستایش بی‌سوادی» نوشته انسِنْس برگر را نقل کنیم تا به اضطرار و حساسیت «تفکیک» و ضرورت اولویت‌بندی که ناخواسته با عوارض منفی همراه است یا وضعیت تریاژ در شرایط بحران‌زده مانند جنگ که برای نجات انسان‌ها ناگزیری‌هایی را بر تصمیم‌گیر مسئول تحمیل می‌کند، بیشتر واقف شویم. «البته هیچ اولویت‌بندی خالی از جنبه منفی نیست و مسکوت‌گذاشتن این نکته، ریاکاری خواهد بود. کلمه تریاژ (triage) ریشه فرانسوی دارد و مفهومش تفکیک یا گزینش است؛ این کلمه از قرن نوزدهم در پزشکی جبهه‌های جنگ باب شد. پس از نبردهای بزرگ پزشکان در برابر این پرسش قرار گرفتند که با توجه به راه‌های دشوار و پرخطر حمل‌ونقل، ظرفیت محدود بیمارستان‌های صحرایی و امکانات نارسایی مداوا چگونه به زخمی‌ها برسند. چنین بود که قواعد سه‌گانه «تفکیک»، راه خود را صریح و روشن باز کرد: زخمی‌های سبک را با مداوایی مختصر به خود وامی‌گذاشتند و مصدومان علاج‌ناپذیر را هم به سرنوشتشان. به این ترتیب مداوای مؤثر نصیب آنان می‌شد که هم به این مداوا نیاز حاد داشتند و هم امید بهبودشان می‌رفت. تنگنایی که این پزشکان و امدادرسانان در آن گرفتار شده بودند نیاز به شرح ندارد. آنها همیشه باید با خطر‌کردن اخلاقی می‌زیستند که زندگی و مرگ دیگران باعث آن بود».

قطعه‌ای را که نقل شد با وضعیت به‌جا گذاشته‌شده برای دکتر روحانی تطبیق کنید. کشوری که به علت ماجراجویی در سیاست خارجی با تحریم‌های رو به آغاز یک نزاع خطرناک و منجر به جنگ روبه‌رو شد، آن‌هم با توجه به آشفتگی‌های منطقه‌ای که ایران را در معرض تهدید جدی قرار می‌دهد. بلوکه‌شدن منابع مالی ایران و نبود امکان فروش نفت از طریق کانال‌های بانکی، دائرمدارشدن افراد مجهول و مشکوک برای فروش ثروت ملی و ایجاد فساد مالی روشمند در ابعاد واحد ‌هزاران ‌میلیارد تومان، تعطیلی زنجیره‌ای مراکز تولید و ایجاد لشکری از بی‌کاران، تورم برکشیده به بالای ٤٠ درصد و بدون مهار، افزایش ناگهانی و جهشی قیمت دلار بدون هرگونه چشم‌اندازی در وضع متزلزل پول داخلی، ایجاد تقاضاهایی افزون بر یارانه که در قالب وعده‌های پردامنه و با آب‌وتاب به صورت سراب به جامعه منتقل می‌شد و بر انتظارات بدون پشتوانه دامن می‌زد و بر وابستگی بدون خلاقیت تولید آن می‌افزود، ایجاد فضایی بحرانی از سوی دولت و افزودن بر تشنج ناشی از انتخابات و برخورد غیرمسئولانه احمدی‌نژاد با آن، درگیری احمدی‌نژاد با رؤسای قوه ‌مقننه و قضائیه و تهمت فساد به بالاترین سطوح تصمیم‌گیری و تزاحم و صف‌آرایی آنان در برابر یکدیگر، بیرون‌آمدن خبرهای نجومی از فساد به صورتی سریالی، عدم کفایت و مدیریت دولتی و تعویض‌های نافرجام و مکرر، واردات اجناسی لوکس از ماشین تا لوازم آرایش در وضعیت خطرناک اقتصادی و کمبود شدید نقدینگی برای خرید اقلام ضروری مانند دارو برای بیماری‌های خاص، ورشکسته‌شدن بانک‌ها با تحمیل وام‌های بی‌حاصل و غیرتولیدی به روستاها، مهم‌تر از همه فاصله ناشی از بی‌اعتمادی مردم به دولت و گسترش بی‌انگیزگی و... بخشی از کلاف کلافه‌کننده درهم‌پیچیده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود که نصیب دولت یازدهم شد. دولت با منابع ناچیزی که برایش باقی مانده بود، کاملا در وضعیت اضطراری تریاژ قرار گرفته بود.

برای نجات جان کشور از بحران و «تفکیک» عاجل مشکلات و تعیین اولویت، دولت دکتر روحانی به‌حق، کم‌کردن تنش و خروج از وضعیت خطرناک درگیری با جامعه جهانی و حل موضوع فلج‌کننده تحریم‌ها را مهم‌ترین وظیفه خویش تشخیص داد. انتخابی سخت که قطعا با آثار منفی نیز توأم می‌شد. اما بهترین و عاقلانه‌ترین تصمیمی بود که دولت می‌توانست برای عبور از وضعیت بحران‌زده بگیرد. برجام نتیجه تصمیمی بود که در اتاق نظام تدبیر گرفته شد. در اطراف این تصمیم باوجود گسست‌ها و افتراق‌هایی که پیش آمده بود اجماعی کم‌سابقه شکل گرفت و در برابر توفانی‌ترین انتقادات مخالفین تاب آورد و بر کرسی قبول نشست و مبنای عمل نظام قرار گرفت. مهم‌تر از همه با استقبال وسیع مردم مواجه شد و به کم‌شدن فاصله مردم از دولت و نظام نیز یاری رساند. مخالفان برجام از همه ابزار تبلیغاتی که به نحو وسیعی در اختیار داشتند و مهم‌ترین و مؤثرترینشان رسانه عمومی و ملی بود و شرط بی‌طرفی را کنار گذاشته بود، کوشیدند برجام را خیانت به منافع ملی و پذیرش ذلت و نفی استقلال کشور نشان دهند و آن را از چشم مردم بیندارند. اما وجدان عمومی می‌دانست «تفکیک» و انتخاب دشوار دولت و نظام تدبیر، جان به ورطه مهلکه افتاده کشور را نجات داد و هر عارضه منفی که بر آن مترتب شد، با نجات کشور قابل برابری و همسری نبوده است. انسنس برگر در مقاله خود آنانی را که به کسانی در شرایط حاد و آشفته جنگی مجبور به انتخاب سخت و محدود می‌شوند و ناگزیر از «تفکیک» برای نجات جان آدمیان، انگ فاشیسم می‌زنند و عمل آنان را تقبیح می‌کنند، می‌تازد و شماتت می‌کند و نقدشان را غیرمسئولانه، اگر نگوییم منفعت‌جویانه و کاسب‌کارانه، می‌شمارد: «فقط آدم‌فروشان- در اینجا بخوانید جرح به جامعه مدنی و آسیب‌زدن به خودمختاری و خودآیینی –می‌توانند «تفکیک» را چیزی مشابه گزینش فاشیستی-در این جا بخوانید خیانت به منافع و عزت ملی و نفی استقلال کشور -بخوانند، چراکه هدف از «تفکیک» نجات جان‌هاست- در اینجا بخوانید نجات کشور و جامعه از ورطه جنگ و تحریم تباهگر - حال آنکه گزینش فاشیستی با هدف نابودی انجام می‌شد. راه‌حلی جهانی که مداوای مساوی همه بیماران - در اینجا بخوانید همه مشکلات کشور - را امکان‌پذیر کند، هنوز در افق آینده به چشم نمی‌خورد. برعکس، شواهد می‌گوید جبر گزینش پیوسته‌تر خواهد شد. یعنی همچنان به اتاق تریاژ نیاز خواهیم داشت. برای عبور از اضطرار هنوز راهی بلند در پیش داریم.

دفاع اصلاح‌طلبان از «تفکیک» و اولویت دولت دکتر روحانی و دفاع از برجام، کوتاه‌مدت و تاکتیکی نیست بلکه برای آنان دفاع از برجام در منطق موقعیت کنونی تنها راهبرد و استراتژی صیانت از جامعه مدنی محسوب می‌شود. توافق ملی برجام کشور را از انجماد و سکون اقتصادی خارج کرد و به حضور فعال‌تر و مثبت‌تر در جامعه جهانی انجامید. این سمت‌گیری هم توان کسب‌وکار را به‌مرور افزایش می‌دهد و هم امید به تکاپو را دوباره به جامعه‌ بازمی‌گرداند. دو عاملی که جامعه مدنی ایران با تکیه بر آن می‌تواند جان تازه بگیرد و حیاتش را تداوم بخشد.
منبع : کلاغ نیوزباز هم احمدی نژاد
برچسب ها : دولت ,جامعه ,«تفکیک» ,وضعیت ,کشور ,دفاع ,دکتر روحانی ,جامعه مدنی ,دولت دکتر ,دولت اعتدال ,دولت یازدهم

باز هم احمدی نژاد

:: باز هم احمدی نژاد
کد خبر: ۳۳۳۱۲۷
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۹
شرق در یادداشتی آورده است:
به گزارش نامه‌نیوز، آرزو و آرمان اصلاحات، تقویت جامعه مدنی و افزایش خودآیینی است، برای آنکه افراد بتوانند در محیطی آزاد كه مبتنی بر عقل و اخلاق است تصمیم بگیرند. هرچه در مسیر تضعیف این آرمان قرار گیرد، راه را براي اصلاحات و اصلاح‌طلبی دشوار مي‌كند؛ حتی می‌توان شرایطی حاد را در نظر گرفت که با تهدید و حذف مطلق خود‌مختاری در افراد اصلاحات با انسداد کامل مواجه شود. نظام‌های غیردموکرات که عرصه‌ای برای خودمختاری فرد باقی نمی‌گذارند، میخ بر تابوت اصلاحات می‌کوبند. شیشه عمر اصلاحات جامعه‌ای توانمند و باز است، بسته نگاه‌ داشتن جامعه و وارد‌ آوردن فشار بر مردم تا آنان به موجوداتی محتاج و وابسته به غیر و به عبارتی «دگرآیین» تبدیل شوند و مجبور باشند برای بقای‌شان به دستاویز نفاق، ریاکاری و انقیاد صِرف روي آورند، تیشه به ریشه اصلاحات می‌زند و آرمان اصلاح‌طلبی را دود می‌کند و به هوا می‌برد.

کوشش تمامی اصلاح‌طلبان واقعی اگر چه از صحنه سیاست رسمی رانده شده‌اند، جلوگیری از آسیب‌خوردن و بی‌پناه‌ شدن اجتماع است. آنان دغدغه‌مندانه با توش و توانی که برایشان باقی مانده است، نمی‌خواهند آرمان نیک‌خواهان که در تاریخ پرفراز و نشیب ایران برای توسعه و سرافرازی ملی رنج‌ها کشیده‌اند و در راهش جان‌ها و آبروها نثار کرده‌اند، به انحراف و اعوجاج کشیده شود. مهم‌ترین شاخص انحطاط از نظر اصلاح‌طلبان، روند سیاسی و تصمیم‌هاي کلانی است که محصولش به جامعه‌ای ضعیف، در‌خودبسته، محتاج‌به‌غیر و مطیع منجر می‌شود. انزجار از احمدی‌نژاد از سر امر شخصی و خصومت خصوصی با او نبود و نیست بلکه با برنامه‌ای بود که در هشت سال از سوی دولت و کارگزارانش کشوری را که در بهترین موقعیت در داخل و خارج قرار داشت به قعر تهی‌دستی و ذلت و فساد کشاندند. انزجاری که از لوح ضمیر ملی به‌زودی پاک و زدوده نمی‌شود. مسئله احمدی‌نژاد، مسئله‌ای واقعی و ملی است، مسئله ضایع‌كردن سرمایه‌هایی است که عزت و توانمندی ملی را هدف گرفت و فرسود و تباه كرد. هنوز آثار شوم برنامه‌های کلان دولتش کاملا روشن نیست و به بررسی عمیق و جدی برای زدودن ضایعات و خرابی‌ها و جلوگیری از مهلکه‌های بیشتر نیاز دارد.

مسئله احمدی‌نژاد که به بحرانی تمام‌عیار بدل شده بود، به تصمیمی ملی برای روی کار آمدن دولت دکتر روحانی منجر شد. دفاع اصلاحات از دولت دکتر روحانی که تأثیری قاطع در پیروزی او ایفا کرد، توأم است با همبستگی و انتقاد مشفقانه؛ انتقاد برای تقویت دولت اعتدال تا آفت‌هاي دولت پیشین و بقایایش این دولت را مبتلا كند. دفاع اصلاح‌طلبان از دولت تدبیر و امید، دفاع از حریم جامعه مدنی بود که به‌جد در معرض آسیب قرار داشت، آثار جراحت بر پیکر جامعه مدنی هنوز باقی است؛ این جامعه در ورطه درگیری‌های داخلی برآمده از فساد روشمند و نبود شفافیت، وجود تبعیض و فشارهای اقتصادیِ بیشتر از طاقتش، از سوی قدرت‌های جهانی به تله افتاده بود.  کلاف سردرگم و درهم‌تافته‌اي كه دستپخت دولت نهم و دهم بود، جامعه را به بحراني کشاند كه خوشبختانه با عزمی ملی و درک عمومی از بحرانی که گریبانش را گرفته بود، به انتخابی دست زد تا ضربه‌گیر اعتدال و عقلانیت، تا حدی جلوي بحران‌های بیشتر و خطرناک‌تر را بگیرد. بدیهی بود دولت اعتدال برای باز کردن کلاف درهم‌پیچ مشکلات قادر نبود همه گره‌ها و قفل‌ها را یک‌جا و یک‌مرتبه باز کند. دفاع اصلاحات از دولت اعتدال، دفاع از عقلانیت برای برون‌آوردن جامعه از بحران بیشتر در میان انبوهی از زخم‌ها و جراحت‌ها بود؛ زخم‌هایی که دولت بايد با تدبیر، موارد حادتر و بحرانی‌ترش را شناسایی كند و با تشخیص اولویت از میان آنها، به حل و گره‌گشایی‌شان اهتمام ورزد.  سیاست «تفکیک» و اولویت‌بندی در وضعیت بحران‌زده، سیاستی ناگزیر بود که دولت اعتدال را فرا می‌خواند. در این موقعیت تصمیم‌گرفتن و انتخاب در میان تعدد مشکلات وخیم، کار را بسیار سخت و دشوار مي‌كند. شرایطی که به دولت یازدهم ارث رسید، بی‌اغراق به جبهه جنگ و تعدد زخمی‌هايي شبیه بود که برای درمان به پشت جبهه می‌آورند. محدودیت منابع و نبودن تجهیزات کافی و نیروی متخصص، تصمیم برای «تفکیک» و الویت‌بخشی درمان، همان وضعیت خطیری بود که دولت اعتدال برای تصمیم‌گیری با آن مواجه شد و گریبان دولت یازدهم را گرفت. کسانی که در معرض مخاطره تصمیم‌گیری نیستند و ناظر بیرونی‌اند، می‌توانند غیرمسئولانه خرده بگیرند و تصمیم‌های اضطراری را به باد انتقاد، بدون آنکه خود راه ‌حل بدیل و بهتری داشته باشند. برای روشن‌شدن وضعیت دولت اعتدال در مواجهه با بحران احمدی‌نژاد، خوب است قطعه‌ای از کتاب «در ستایش بی‌سوادی» نوشته انسِنْس برگر را نقل کنیم تا به اضطرار و حساسیت «تفکیک» و ضرورت اولویت‌بندی که ناخواسته با عوارض منفی همراه است یا وضعیت تریاژ در شرایط بحران‌زده مانند جنگ که برای نجات انسان‌ها ناگزیری‌هایی را بر تصمیم‌گیر مسئول تحمیل می‌کند، بیشتر واقف شویم. «البته هیچ اولویت‌بندی خالی از جنبه منفی نیست و مسکوت‌گذاشتن این نکته، ریاکاری خواهد بود. کلمه تریاژ (triage) ریشه فرانسوی دارد و مفهومش تفکیک یا گزینش است؛ این کلمه از قرن نوزدهم در پزشکی جبهه‌های جنگ باب شد. پس از نبردهای بزرگ پزشکان در برابر این پرسش قرار گرفتند که با توجه به راه‌های دشوار و پرخطر حمل‌ونقل، ظرفیت محدود بیمارستان‌های صحرایی و امکانات نارسایی مداوا چگونه به زخمی‌ها برسند. چنین بود که قواعد سه‌گانه «تفکیک»، راه خود را صریح و روشن باز کرد: زخمی‌های سبک را با مداوایی مختصر به خود وامی‌گذاشتند و مصدومان علاج‌ناپذیر را هم به سرنوشتشان. به این ترتیب مداوای مؤثر نصیب آنان می‌شد که هم به این مداوا نیاز حاد داشتند و هم امید بهبودشان می‌رفت. تنگنایی که این پزشکان و امدادرسانان در آن گرفتار شده بودند نیاز به شرح ندارد. آنها همیشه باید با خطر‌کردن اخلاقی می‌زیستند که زندگی و مرگ دیگران باعث آن بود».

قطعه‌ای را که نقل شد با وضعیت به‌جا گذاشته‌شده برای دکتر روحانی تطبیق کنید. کشوری که به علت ماجراجویی در سیاست خارجی با تحریم‌های رو به آغاز یک نزاع خطرناک و منجر به جنگ روبه‌رو شد، آن‌هم با توجه به آشفتگی‌های منطقه‌ای که ایران را در معرض تهدید جدی قرار می‌دهد. بلوکه‌شدن منابع مالی ایران و نبود امکان فروش نفت از طریق کانال‌های بانکی، دائرمدارشدن افراد مجهول و مشکوک برای فروش ثروت ملی و ایجاد فساد مالی روشمند در ابعاد واحد ‌هزاران ‌میلیارد تومان، تعطیلی زنجیره‌ای مراکز تولید و ایجاد لشکری از بی‌کاران، تورم برکشیده به بالای ٤٠ درصد و بدون مهار، افزایش ناگهانی و جهشی قیمت دلار بدون هرگونه چشم‌اندازی در وضع متزلزل پول داخلی، ایجاد تقاضاهایی افزون بر یارانه که در قالب وعده‌های پردامنه و با آب‌وتاب به صورت سراب به جامعه منتقل می‌شد و بر انتظارات بدون پشتوانه دامن می‌زد و بر وابستگی بدون خلاقیت تولید آن می‌افزود، ایجاد فضایی بحرانی از سوی دولت و افزودن بر تشنج ناشی از انتخابات و برخورد غیرمسئولانه احمدی‌نژاد با آن، درگیری احمدی‌نژاد با رؤسای قوه ‌مقننه و قضائیه و تهمت فساد به بالاترین سطوح تصمیم‌گیری و تزاحم و صف‌آرایی آنان در برابر یکدیگر، بیرون‌آمدن خبرهای نجومی از فساد به صورتی سریالی، عدم کفایت و مدیریت دولتی و تعویض‌های نافرجام و مکرر، واردات اجناسی لوکس از ماشین تا لوازم آرایش در وضعیت خطرناک اقتصادی و کمبود شدید نقدینگی برای خرید اقلام ضروری مانند دارو برای بیماری‌های خاص، ورشکسته‌شدن بانک‌ها با تحمیل وام‌های بی‌حاصل و غیرتولیدی به روستاها، مهم‌تر از همه فاصله ناشی از بی‌اعتمادی مردم به دولت و گسترش بی‌انگیزگی و... بخشی از کلاف کلافه‌کننده درهم‌پیچیده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود که نصیب دولت یازدهم شد. دولت با منابع ناچیزی که برایش باقی مانده بود، کاملا در وضعیت اضطراری تریاژ قرار گرفته بود.

برای نجات جان کشور از بحران و «تفکیک» عاجل مشکلات و تعیین اولویت، دولت دکتر روحانی به‌حق، کم‌کردن تنش و خروج از وضعیت خطرناک درگیری با جامعه جهانی و حل موضوع فلج‌کننده تحریم‌ها را مهم‌ترین وظیفه خویش تشخیص داد. انتخابی سخت که قطعا با آثار منفی نیز توأم می‌شد. اما بهترین و عاقلانه‌ترین تصمیمی بود که دولت می‌توانست برای عبور از وضعیت بحران‌زده بگیرد. برجام نتیجه تصمیمی بود که در اتاق نظام تدبیر گرفته شد. در اطراف این تصمیم باوجود گسست‌ها و افتراق‌هایی که پیش آمده بود اجماعی کم‌سابقه شکل گرفت و در برابر توفانی‌ترین انتقادات مخالفین تاب آورد و بر کرسی قبول نشست و مبنای عمل نظام قرار گرفت. مهم‌تر از همه با استقبال وسیع مردم مواجه شد و به کم‌شدن فاصله مردم از دولت و نظام نیز یاری رساند. مخالفان برجام از همه ابزار تبلیغاتی که به نحو وسیعی در اختیار داشتند و مهم‌ترین و مؤثرترینشان رسانه عمومی و ملی بود و شرط بی‌طرفی را کنار گذاشته بود، کوشیدند برجام را خیانت به منافع ملی و پذیرش ذلت و نفی استقلال کشور نشان دهند و آن را از چشم مردم بیندارند. اما وجدان عمومی می‌دانست «تفکیک» و انتخاب دشوار دولت و نظام تدبیر، جان به ورطه مهلکه افتاده کشور را نجات داد و هر عارضه منفی که بر آن مترتب شد، با نجات کشور قابل برابری و همسری نبوده است. انسنس برگر در مقاله خود آنانی را که به کسانی در شرایط حاد و آشفته جنگی مجبور به انتخاب سخت و محدود می‌شوند و ناگزیر از «تفکیک» برای نجات جان آدمیان، انگ فاشیسم می‌زنند و عمل آنان را تقبیح می‌کنند، می‌تازد و شماتت می‌کند و نقدشان را غیرمسئولانه، اگر نگوییم منفعت‌جویانه و کاسب‌کارانه، می‌شمارد: «فقط آدم‌فروشان- در اینجا بخوانید جرح به جامعه مدنی و آسیب‌زدن به خودمختاری و خودآیینی –می‌توانند «تفکیک» را چیزی مشابه گزینش فاشیستی-در این جا بخوانید خیانت به منافع و عزت ملی و نفی استقلال کشور -بخوانند، چراکه هدف از «تفکیک» نجات جان‌هاست- در اینجا بخوانید نجات کشور و جامعه از ورطه جنگ و تحریم تباهگر - حال آنکه گزینش فاشیستی با هدف نابودی انجام می‌شد. راه‌حلی جهانی که مداوای مساوی همه بیماران - در اینجا بخوانید همه مشکلات کشور - را امکان‌پذیر کند، هنوز در افق آینده به چشم نمی‌خورد. برعکس، شواهد می‌گوید جبر گزینش پیوسته‌تر خواهد شد. یعنی همچنان به اتاق تریاژ نیاز خواهیم داشت. برای عبور از اضطرار هنوز راهی بلند در پیش داریم.

دفاع اصلاح‌طلبان از «تفکیک» و اولویت دولت دکتر روحانی و دفاع از برجام، کوتاه‌مدت و تاکتیکی نیست بلکه برای آنان دفاع از برجام در منطق موقعیت کنونی تنها راهبرد و استراتژی صیانت از جامعه مدنی محسوب می‌شود. توافق ملی برجام کشور را از انجماد و سکون اقتصادی خارج کرد و به حضور فعال‌تر و مثبت‌تر در جامعه جهانی انجامید. این سمت‌گیری هم توان کسب‌وکار را به‌مرور افزایش می‌دهد و هم امید به تکاپو را دوباره به جامعه‌ بازمی‌گرداند. دو عاملی که جامعه مدنی ایران با تکیه بر آن می‌تواند جان تازه بگیرد و حیاتش را تداوم بخشد.
منبع : کلاغ نیوزباز هم احمدی نژاد
برچسب ها : دولت ,جامعه ,«تفکیک» ,وضعیت ,کشور ,دفاع ,دکتر روحانی ,جامعه مدنی ,دولت دکتر ,دولت اعتدال ,دولت یازدهم

فایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ

:: فایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ

شناسه خبر: ۵۴۹۵۷۷  ۱۳۹۵/۰۶/۲۱ - ۱۰:۲۹  ۱  A 

خانه|سیاسی

اگر من سوار این ماشین شوم نمی گویند آخوند کادیلاک سوار شده؟!

مهدی طالقانی گفت: آقای هاشمی بعد از انقلاب بسیار بسیار روحیه ارباب منشی اش را حفظ کرده است. فرق می کند با مرحوم طالقانی که بعد از انقلاب خانه اش را در اختیار همه مردم گذاشت و یک آپارتمان 80 متری به او دادند.

 

به گزارش افکارنیوز، مهدی طالقانی از جمله شاخص‌ترین 10 فرزند آیت الله طالقانی است که بیشتر از سایرین در رسانه‌ها آفتابی می‌شود و بعضا روایت‌های نابی از پدر خود در محافل خبری مطرح می‌کند. وی اخیرا در مصاحبه‌ای با سایت خبرآنلاین مسائل مختلفی در مورد رفتار سیاسی آیت الله طالقانی و همچنین نوع برخورد مقامات مختلف با وی و خانواده‌اش بیان می‌کند که خواندن آن خالی از لطف نیست و در ادامه شاهد بخش‌هایی از این مصاحبه خواهید بود.  

 

******

 

ما یک آقای استثنایی به نام آقای طالقانی داشتیم که قبل انقلاب وضعش بد نبود اما بعد انقلاب از نظر مالی هیچی نداشت. آقازاده هایش هم همین طوری بودند. من آقازاده ای بودم که قبل انقلاب خیلی وضعم خوب بود، ماشین های آخرین مدل سوار می شدیم برای خودمان کار و کاسبی داشتیم بعد از انقلاب ورشکسته به تقصیر شدیم. یعنی الان واقعا آقازادگی خیلی به ما خوش می گذرد و طمعش برای ما گوارا شده است. ما خواهر و برادران کار دولتی نگرفتیم کارهای خصوصی می کردیم چون پدرمان توصیه می کرد خیلی در کارهای دولتی وارد نشویم چون اول داستان فکر می کردند خیلی کار از ما بر می آید و ممکن بود آلودگی هایی پیدا کنیم بنابراین سعی کردیم هیچ کدام دنبال کار دولتی نرویم بنابراین خیلی هم نون آقازادگی نخوردیم. نمی دانیم خلاصه آقازاده بودن یعنی چی؟ بعضی جاها که خودم را معرفی می کنم می نویسم «آقازاده ورشکسته به تقصیر».

 

 مریم ما روسری سر می کرد بیرون می رفت. یک بار به مناسبتی چادر سرش کرد. آقا به او گفت «چرا دکورتو عوض کردی؟ همان طوری که بودی بیا»، حالا یادم نمی آید چه کسی می خواست بیاید که خواهرم مریم چادر سر کرد.

 

بله دو مرتبه هجمه کردند که به درون سفارت بریزند ولی آن زمان که مرحوم طالقانی زنده بود ما جلوگیری کردیم. بخشی از سفارت دست ما بود. اصلا جمهوری اسلامی مأمور و مراقب ویژه برای آقای سلیوان گذاشته بود. «ماشاءالله» اسم قصاب مراقب ویژه آقای سلیوان بود. یادم است کنسول آمد و به من گفت «این مشاءالله قصاب خُرخُر می کند نمی گذارد سفیر بخوابد یک صحبتی با او انجام بده». ما مراقب ویژه برای سفیر آمریکا می گذاریم ولی وقتی سفیر می رود، بعد یک دفعه می ریزند سفارت را می گیرند. روز اول هم امام مخالف بود بعد معلوم نیست چه اتفاقی افتاد که بعد امام تأیید کرد. آقای مهدوی کنی مصاحبه تلویزیونی کرد و گفت «من هم مخالف گرفتن سفارت آمریکا بودم» منتها اگر مرحوم طالقانی بود حتما جلوی این قضیه را می گرفت.

 

سال 52  مادرمون ایستاده بود در راه پله ها ساواک ما را گرفت برد. مادرم می گفت «آقا یک چیزی بگو اینها را دارند می برند» آقا گفت «اشکال ندارد می روند آدم می شوند بر می گردند» (خنده).

 

در سال 54 اکثر روحانیون مثل آقایان مهدوی کنی، منتظری، هاشمی و دیگران را به اتهام حمایت مالی از گروه های مسلحانه علیه رژیم پهلوی مثل مجاهدین خلق گرفتند. البته یکی از اتهامات آنها را این مسئله اعلام کردند. حمایت مالی از مجاهدین داستان دارد. اولا همه سران متدین سازمان مجاهدین خلق سال 50 اعدام شدند. بعد از سال 50 اینها دو دسته شدند یک دسته گروه چپ درست کردند و یک دسته هم اسلامی بودند که رجوی علیه ما علیه مثلا اسلامی شده بود. وقتی آقا دید یک گروه اینها چپ شدند کمک هایی خود را که توسط دوستانش به اینها می رساند قطع کرد. آقای طالقانی را اینها تهدید کردند «اگر به ما کمک مالی نکنی تو را می کشیم و شهید نمایت می کنیم» تا این حد علیه آقا موضع گرفتند. در کل مجاهدین دیگر آن مجاهدین قبل از انقلاب نبودند.

 

من خیلی اصولگرا هستم!. (خنده) سید حسن آقای خمینی یک حرفی درباره من می زند، او داشت من را به آقای بجنوردی معرفی می کرد و گفت «ایشان مهدی طالقانی است، اصولگراست ولی خاتمی باید برود ته صفش بیاستد.» حالا این حرف را ترجمه کنید ببینید معنی اش چه می شود (خنده).

 

یک اشکالی که من با اعظم خانم دارم همین است اعظم بعضی مواقع اطلاعیه هایی که می دهد به عنوان سخنگوی خانواده طالقانی این کار را می کند، من به این کار او اعتراض دارم. همین دهمین دوره انتخابات مجلس شورای سلامی که شد اطلاعیه داد که بیت آیت الله طالقانی به لیست امید رأی می دهند. من هم اطلاعیه دادم گفتم «من هم جزء بیت آیت الله طالقانی هستم و لیستی رأی نمی دهم.» من برای چه باید به ری شهری، دری نجف آبادی و دختر آقای صفدر حسینی رأی بدهم، واقعا هم روز انتخابات رفتم و از بین لیست ها اسامی را انتخاب کردم و رأی دادم.

 

آقای طالقانی اول انقلاب از نهضت آزادی خارج شد و اعلام کرد «اگر قرار باشد در چارچوب یک حزب به صحنه بیایم مردم با من راحت نیستند ضمن آنکه آنچه حزب به من دیکته می کند را باید عمل کنم.» البته این کار را به توصیه مرحوم بازرگان انجام داد. بعد آقای ابراهیم یزدی افاضاتی داشت که «آقای طالقانی با نهضت آزادی گُنده شد اما بعد از پیروزی انقلاب، از نهضت آزادی خارج شد» من هم جوابش را دادم چون آدم باید یک ذره عقل داشته باشد. وقتی مرحوم طالقانی فعالیت سیاسی داشت نهضت آزادی کجا بود؟ نهضت آزادی سال 1340 تأسیس شد، طالقانی از سال 1318 فعالیت سیاسی داشت. بعد به توصیه آقای جعفری و مرحوم مهندس بازرگان از نهضت آزادی خارج  شد چون آنها می گفتند «طالقانی باید در خانه اش به روی همه باز باشد نمی تواند خود را در چارچوب حزب نگه دارد».

 

البته آن زمانی که آقا زنده بود به آقا می گفتند «مهندس طالقانی» و به آقای بازرگان می گفتند «آیت الله بازرگان» یعنی اعتقاد داشتند مرحوم بازرگان مذهبی تر است. هفته اول شهریور امسال خدمت آیت الله خامنه ای بودم، ایشان یک تعریف هایی از آقای طالقانی می کرد که من نشنیده بودم. می گفتند «وقتی از شهرستان به تهران می آمدم و به خانه مرحوم طالقانی می رفتم اینقدر ایشان جاذب و خوب صحبت می کرد که 2 ساعت پای صحبت های آقای طالقانی می نشستیم ... یک بار دادگاه آقای طالقانی رفتم او اعتنایی به هیأت رئیسه دادگاه نداشت و آنها را با بی اعتنایی خوار می کرد. آقای طالقانی که با هیأت رئیسه دادگاه آن طور برخورد می کرد وقتی من را به او معرفی کردند که سیاسی و زندانی بودم و حالا به دیدن ایشان آمدم آنچنان من را بغل کرد و بوسید که حاضران تعجب کرده بودند». بله، هیأت رئیسه دادگاه نظامی از ژنرال های ارتشی بودند وقتی وارد می شدند همه باید به احترام آنها بلند می شدند، مرحوم طالقانی عصایش را زیر بغلش می گذاشت مثل اینکه دارد چرت می زند بلند نمی شد یا وقتی هیأت رئیسه دادگاه از او می پرسید اسمت چیست یا جواب نمی داد یا می گفت «تو اسم من را می دانی». در مجموع ندیدم کسی درباره مرحوم طالقانی بد بگوید. مگر برخی سیاسیون اول انقلاب که به آیت الله طالقانی حسادت کردند که در زمان حیات ایشان جرأت نداشتند حرفی بزنند یا اینکه مشکلاتی با مرحوم طالقانی داشتند.

 

 اگر آقا زنده بود دیگر آقای منتظری قائم مقام نمی شد. اول انقلاب که سپاه بیانیه می داد و راجع به آقای طالقانی بود می نوشت رهبران انقلاب (منظور آیت الله طالقانی و آیت الله خمینی بود) بنابراین طالقانی قطعا نفر دوم انقلاب بود. خوب بعد از فوت آقا، آقای منتظری قائم مقام رهبری شد.

 

گاهی وقت ها روی صندلی ها می نشست ولی خیلی وقت ها می آمد و روی زمین می نشست. آقای بهشتی هم می گفت «آقا جریمه می شوید». آقا می گفت هر کس با من کار دارد بیاید روی زمین بنشیند و حرف هایش را بزند. آقایان هم همین کار را می کردند. روزی هم که برای انتخاب ریاست مجلس خبرگان ثبت نام داشت می شد آقا نماند. جلوی در آقای هاشمی، آقای بهشتی و آقای طاهری اصفهان آمدند و خواستند که آقای طالقانی برای ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی ثبت نام کند اما او گفت «من حاضر نیستم برای ریاست مجلس ثبت نام کنم» که بعد وقتی خارج شد آقای منتظری برای ریاست مجلس خبرگان انتخاب می شود.

 

بی جهت افراد که تخریب نمی شوند. آقای هاشمی رفقای خودش را زندان فرستاد، مثلا آقای سحابی را زندان کرد و گفت «می خواهم روی او کم شود». اینقدر قدرت عزیز است. ثانیا آقای هاشمی بعد از انقلاب بسیار بسیار روحیه ارباب منشی اش را حفظ کرده است. فرق می کند با مرحوم طالقانی که بعد از انقلاب خانه اش را در اختیار همه مردم گذاشت و یک آپارتمان 80 متری به او دادند و رفت آنجا زندگی کرد. این همه به او گفتند کلی کاخ و خانه های مجلل مسئولان رژیم گذشته آماده است اما قبول نکرد و گفت «ابدا ما نیامدیم که کاخ نشین شویم». آقا ماشین نداشت و هرجایی می خواست برود از ماشین ما استفاده می کرد. هنوز به سفارت حمله نشده بود آمریکایی ها ماشین های شان را حراج می کردند یکی از رفقای ما رفت و از این آمریکایی ها یک ماشین کادیلاک مدل قدیمی خرید، تر و تمیزش کرد و در خانه آورد تا آقا هر جا می خواهد برود از این ماشین استفاده کند. آقا از من سئوال کرد «ماشین داری؟» گفتم «علی آمده ماشین دارد» از خانه خارج شد و دید یک کادیلاک ضد گلوله جلوی در خانه است، علی گفت «بفرمایید سوار شوید» آقا گفت «غلط کردی این ماشین را اینجا آوردی، هنوز ما چهار روز نیست که سرکار آمدیم بعد نمی گویند آخوند سوار ماشین کادیلاک مدل فلان شده است، ما نباید خجالت از مردم بکشیم؛ برو نه خودت و نه ماشینت دیگر این طرف ها پیدات نشود».

 

یک روز آقا و من برای دیدار با امام به قم رفتیم، قبل از دیدار منزل حاج احمد آقا رفتیم که رو به روی منزل امام بود، آقای خلخالی هم حضور داشت. یادم است آقا بسیار عصبانی با آقای خلخالی صحبت کرد و گفت «آشیخ همه قرآن رحمان و رحیم است تو این قاصم الجبارینت را از کجا آوردی که بی جهت مردم را اعدام می کنی؟» ولی متأسفانه آقای خلخالی حمایت می شد.

 

 

منبع : کلاغ نیوزفایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ
برچسب ها : آقای ,طالقانی ,انقلاب ,مرحوم ,ماشین ,الله ,آقای طالقانی ,مرحوم طالقانی ,الله طالقانی ,نهضت آزادی ,رئیسه دادگاه ,هیأت رئیسه دادگاه ,بسیار روحیه ا

فایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ

:: فایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ

شناسه خبر: ۵۴۹۵۷۷  ۱۳۹۵/۰۶/۲۱ - ۱۰:۲۹  ۱  A 

خانه|سیاسی

اگر من سوار این ماشین شوم نمی گویند آخوند کادیلاک سوار شده؟!

مهدی طالقانی گفت: آقای هاشمی بعد از انقلاب بسیار بسیار روحیه ارباب منشی اش را حفظ کرده است. فرق می کند با مرحوم طالقانی که بعد از انقلاب خانه اش را در اختیار همه مردم گذاشت و یک آپارتمان 80 متری به او دادند.

 

به گزارش افکارنیوز، مهدی طالقانی از جمله شاخص‌ترین 10 فرزند آیت الله طالقانی است که بیشتر از سایرین در رسانه‌ها آفتابی می‌شود و بعضا روایت‌های نابی از پدر خود در محافل خبری مطرح می‌کند. وی اخیرا در مصاحبه‌ای با سایت خبرآنلاین مسائل مختلفی در مورد رفتار سیاسی آیت الله طالقانی و همچنین نوع برخورد مقامات مختلف با وی و خانواده‌اش بیان می‌کند که خواندن آن خالی از لطف نیست و در ادامه شاهد بخش‌هایی از این مصاحبه خواهید بود.  

 

******

 

ما یک آقای استثنایی به نام آقای طالقانی داشتیم که قبل انقلاب وضعش بد نبود اما بعد انقلاب از نظر مالی هیچی نداشت. آقازاده هایش هم همین طوری بودند. من آقازاده ای بودم که قبل انقلاب خیلی وضعم خوب بود، ماشین های آخرین مدل سوار می شدیم برای خودمان کار و کاسبی داشتیم بعد از انقلاب ورشکسته به تقصیر شدیم. یعنی الان واقعا آقازادگی خیلی به ما خوش می گذرد و طمعش برای ما گوارا شده است. ما خواهر و برادران کار دولتی نگرفتیم کارهای خصوصی می کردیم چون پدرمان توصیه می کرد خیلی در کارهای دولتی وارد نشویم چون اول داستان فکر می کردند خیلی کار از ما بر می آید و ممکن بود آلودگی هایی پیدا کنیم بنابراین سعی کردیم هیچ کدام دنبال کار دولتی نرویم بنابراین خیلی هم نون آقازادگی نخوردیم. نمی دانیم خلاصه آقازاده بودن یعنی چی؟ بعضی جاها که خودم را معرفی می کنم می نویسم «آقازاده ورشکسته به تقصیر».

 

 مریم ما روسری سر می کرد بیرون می رفت. یک بار به مناسبتی چادر سرش کرد. آقا به او گفت «چرا دکورتو عوض کردی؟ همان طوری که بودی بیا»، حالا یادم نمی آید چه کسی می خواست بیاید که خواهرم مریم چادر سر کرد.

 

بله دو مرتبه هجمه کردند که به درون سفارت بریزند ولی آن زمان که مرحوم طالقانی زنده بود ما جلوگیری کردیم. بخشی از سفارت دست ما بود. اصلا جمهوری اسلامی مأمور و مراقب ویژه برای آقای سلیوان گذاشته بود. «ماشاءالله» اسم قصاب مراقب ویژه آقای سلیوان بود. یادم است کنسول آمد و به من گفت «این مشاءالله قصاب خُرخُر می کند نمی گذارد سفیر بخوابد یک صحبتی با او انجام بده». ما مراقب ویژه برای سفیر آمریکا می گذاریم ولی وقتی سفیر می رود، بعد یک دفعه می ریزند سفارت را می گیرند. روز اول هم امام مخالف بود بعد معلوم نیست چه اتفاقی افتاد که بعد امام تأیید کرد. آقای مهدوی کنی مصاحبه تلویزیونی کرد و گفت «من هم مخالف گرفتن سفارت آمریکا بودم» منتها اگر مرحوم طالقانی بود حتما جلوی این قضیه را می گرفت.

 

سال 52  مادرمون ایستاده بود در راه پله ها ساواک ما را گرفت برد. مادرم می گفت «آقا یک چیزی بگو اینها را دارند می برند» آقا گفت «اشکال ندارد می روند آدم می شوند بر می گردند» (خنده).

 

در سال 54 اکثر روحانیون مثل آقایان مهدوی کنی، منتظری، هاشمی و دیگران را به اتهام حمایت مالی از گروه های مسلحانه علیه رژیم پهلوی مثل مجاهدین خلق گرفتند. البته یکی از اتهامات آنها را این مسئله اعلام کردند. حمایت مالی از مجاهدین داستان دارد. اولا همه سران متدین سازمان مجاهدین خلق سال 50 اعدام شدند. بعد از سال 50 اینها دو دسته شدند یک دسته گروه چپ درست کردند و یک دسته هم اسلامی بودند که رجوی علیه ما علیه مثلا اسلامی شده بود. وقتی آقا دید یک گروه اینها چپ شدند کمک هایی خود را که توسط دوستانش به اینها می رساند قطع کرد. آقای طالقانی را اینها تهدید کردند «اگر به ما کمک مالی نکنی تو را می کشیم و شهید نمایت می کنیم» تا این حد علیه آقا موضع گرفتند. در کل مجاهدین دیگر آن مجاهدین قبل از انقلاب نبودند.

 

من خیلی اصولگرا هستم!. (خنده) سید حسن آقای خمینی یک حرفی درباره من می زند، او داشت من را به آقای بجنوردی معرفی می کرد و گفت «ایشان مهدی طالقانی است، اصولگراست ولی خاتمی باید برود ته صفش بیاستد.» حالا این حرف را ترجمه کنید ببینید معنی اش چه می شود (خنده).

 

یک اشکالی که من با اعظم خانم دارم همین است اعظم بعضی مواقع اطلاعیه هایی که می دهد به عنوان سخنگوی خانواده طالقانی این کار را می کند، من به این کار او اعتراض دارم. همین دهمین دوره انتخابات مجلس شورای سلامی که شد اطلاعیه داد که بیت آیت الله طالقانی به لیست امید رأی می دهند. من هم اطلاعیه دادم گفتم «من هم جزء بیت آیت الله طالقانی هستم و لیستی رأی نمی دهم.» من برای چه باید به ری شهری، دری نجف آبادی و دختر آقای صفدر حسینی رأی بدهم، واقعا هم روز انتخابات رفتم و از بین لیست ها اسامی را انتخاب کردم و رأی دادم.

 

آقای طالقانی اول انقلاب از نهضت آزادی خارج شد و اعلام کرد «اگر قرار باشد در چارچوب یک حزب به صحنه بیایم مردم با من راحت نیستند ضمن آنکه آنچه حزب به من دیکته می کند را باید عمل کنم.» البته این کار را به توصیه مرحوم بازرگان انجام داد. بعد آقای ابراهیم یزدی افاضاتی داشت که «آقای طالقانی با نهضت آزادی گُنده شد اما بعد از پیروزی انقلاب، از نهضت آزادی خارج شد» من هم جوابش را دادم چون آدم باید یک ذره عقل داشته باشد. وقتی مرحوم طالقانی فعالیت سیاسی داشت نهضت آزادی کجا بود؟ نهضت آزادی سال 1340 تأسیس شد، طالقانی از سال 1318 فعالیت سیاسی داشت. بعد به توصیه آقای جعفری و مرحوم مهندس بازرگان از نهضت آزادی خارج  شد چون آنها می گفتند «طالقانی باید در خانه اش به روی همه باز باشد نمی تواند خود را در چارچوب حزب نگه دارد».

 

البته آن زمانی که آقا زنده بود به آقا می گفتند «مهندس طالقانی» و به آقای بازرگان می گفتند «آیت الله بازرگان» یعنی اعتقاد داشتند مرحوم بازرگان مذهبی تر است. هفته اول شهریور امسال خدمت آیت الله خامنه ای بودم، ایشان یک تعریف هایی از آقای طالقانی می کرد که من نشنیده بودم. می گفتند «وقتی از شهرستان به تهران می آمدم و به خانه مرحوم طالقانی می رفتم اینقدر ایشان جاذب و خوب صحبت می کرد که 2 ساعت پای صحبت های آقای طالقانی می نشستیم ... یک بار دادگاه آقای طالقانی رفتم او اعتنایی به هیأت رئیسه دادگاه نداشت و آنها را با بی اعتنایی خوار می کرد. آقای طالقانی که با هیأت رئیسه دادگاه آن طور برخورد می کرد وقتی من را به او معرفی کردند که سیاسی و زندانی بودم و حالا به دیدن ایشان آمدم آنچنان من را بغل کرد و بوسید که حاضران تعجب کرده بودند». بله، هیأت رئیسه دادگاه نظامی از ژنرال های ارتشی بودند وقتی وارد می شدند همه باید به احترام آنها بلند می شدند، مرحوم طالقانی عصایش را زیر بغلش می گذاشت مثل اینکه دارد چرت می زند بلند نمی شد یا وقتی هیأت رئیسه دادگاه از او می پرسید اسمت چیست یا جواب نمی داد یا می گفت «تو اسم من را می دانی». در مجموع ندیدم کسی درباره مرحوم طالقانی بد بگوید. مگر برخی سیاسیون اول انقلاب که به آیت الله طالقانی حسادت کردند که در زمان حیات ایشان جرأت نداشتند حرفی بزنند یا اینکه مشکلاتی با مرحوم طالقانی داشتند.

 

 اگر آقا زنده بود دیگر آقای منتظری قائم مقام نمی شد. اول انقلاب که سپاه بیانیه می داد و راجع به آقای طالقانی بود می نوشت رهبران انقلاب (منظور آیت الله طالقانی و آیت الله خمینی بود) بنابراین طالقانی قطعا نفر دوم انقلاب بود. خوب بعد از فوت آقا، آقای منتظری قائم مقام رهبری شد.

 

گاهی وقت ها روی صندلی ها می نشست ولی خیلی وقت ها می آمد و روی زمین می نشست. آقای بهشتی هم می گفت «آقا جریمه می شوید». آقا می گفت هر کس با من کار دارد بیاید روی زمین بنشیند و حرف هایش را بزند. آقایان هم همین کار را می کردند. روزی هم که برای انتخاب ریاست مجلس خبرگان ثبت نام داشت می شد آقا نماند. جلوی در آقای هاشمی، آقای بهشتی و آقای طاهری اصفهان آمدند و خواستند که آقای طالقانی برای ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی ثبت نام کند اما او گفت «من حاضر نیستم برای ریاست مجلس ثبت نام کنم» که بعد وقتی خارج شد آقای منتظری برای ریاست مجلس خبرگان انتخاب می شود.

 

بی جهت افراد که تخریب نمی شوند. آقای هاشمی رفقای خودش را زندان فرستاد، مثلا آقای سحابی را زندان کرد و گفت «می خواهم روی او کم شود». اینقدر قدرت عزیز است. ثانیا آقای هاشمی بعد از انقلاب بسیار بسیار روحیه ارباب منشی اش را حفظ کرده است. فرق می کند با مرحوم طالقانی که بعد از انقلاب خانه اش را در اختیار همه مردم گذاشت و یک آپارتمان 80 متری به او دادند و رفت آنجا زندگی کرد. این همه به او گفتند کلی کاخ و خانه های مجلل مسئولان رژیم گذشته آماده است اما قبول نکرد و گفت «ابدا ما نیامدیم که کاخ نشین شویم». آقا ماشین نداشت و هرجایی می خواست برود از ماشین ما استفاده می کرد. هنوز به سفارت حمله نشده بود آمریکایی ها ماشین های شان را حراج می کردند یکی از رفقای ما رفت و از این آمریکایی ها یک ماشین کادیلاک مدل قدیمی خرید، تر و تمیزش کرد و در خانه آورد تا آقا هر جا می خواهد برود از این ماشین استفاده کند. آقا از من سئوال کرد «ماشین داری؟» گفتم «علی آمده ماشین دارد» از خانه خارج شد و دید یک کادیلاک ضد گلوله جلوی در خانه است، علی گفت «بفرمایید سوار شوید» آقا گفت «غلط کردی این ماشین را اینجا آوردی، هنوز ما چهار روز نیست که سرکار آمدیم بعد نمی گویند آخوند سوار ماشین کادیلاک مدل فلان شده است، ما نباید خجالت از مردم بکشیم؛ برو نه خودت و نه ماشینت دیگر این طرف ها پیدات نشود».

 

یک روز آقا و من برای دیدار با امام به قم رفتیم، قبل از دیدار منزل حاج احمد آقا رفتیم که رو به روی منزل امام بود، آقای خلخالی هم حضور داشت. یادم است آقا بسیار عصبانی با آقای خلخالی صحبت کرد و گفت «آشیخ همه قرآن رحمان و رحیم است تو این قاصم الجبارینت را از کجا آوردی که بی جهت مردم را اعدام می کنی؟» ولی متأسفانه آقای خلخالی حمایت می شد.

 

 

منبع : کلاغ نیوزفایده نداره میخ آهنی نرود برسنگ
برچسب ها : آقای ,طالقانی ,انقلاب ,مرحوم ,ماشین ,الله ,آقای طالقانی ,مرحوم طالقانی ,الله طالقانی ,نهضت آزادی ,رئیسه دادگاه ,هیأت رئیسه دادگاه ,بسیار روحیه ا

::
 
 
شناسه خبر: ۵۷۹۸۸۹  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ - ۰۵:۰۰  ۹  

اگر به ایران حمله کنیم آن ها بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند

پایگاه آمریکایی "هافینگتون پست" (Huffington Post) با انتشار گزارشی به انتقاد از سیاست آمریکا در توسعه زرادخانه تسلیحات هسته ای خود و ابراز نظر اخیر دونالد ترامپ در این رابطه پرداخته است.

اگر به ایران حمله کنیم آن ها بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند

به گزارش افکارنیوز، این گزارش تحت عنوان "کریسمس مبارک آقای رئیس جمهور منتخب: 10 مکان که شما می توانید پس از شروع ریاست جمهوریتان در 20 ژانویه هدف بمب هسته ای قرار دهید" منتشر شده است و ایران را در لیست این کشورها قرار داده است.

 

در این گزارش می خوانیم:

«آقای ترامپ، واقعا شما چه هدیه دوست داشتنی قبل از کریسمس به ما دادید؛ پیام صلح زیبای شما به جهان، آن هم به این شیوه منحصر به فرد و در زمان تولید عیسی مسیح!

 

واقعا خودِ حضرت مسیح هم نمی توانست بهتر از شما این موضوع را بیان کند؛ "تا موقعی که جهان در مقوله هسته‌ای سر عقل بیاید، ایالات متحده باید توانایی هسته‌ای خود را به‌طور عمده تقویت کند و گسترش دهد."

 

و حتی بیشتر از این، وقتی که شما به روشنی اعلام کردید: "بگذارید این یک مسابقه تسلیحاتی باشد، ما آن ها را پشت سر میگذاریم."

واقعا با چه چیز می توان بهتر از این کریسمس را تبریک گفت؟؟

 

خوب، برای حمایت از شما، که "شاهزاده صلح" ما هستید، و احتمالا به زودی به دنبال مکان هایی خواهید بود که تمامی این قابلیت های توسعه یافته هسته ای را مورد استفاده قرار دهید، ما لیستی از اماکنی که شما می تواند به آن ها حمله هسته ای کنید را در اختیارتان قرار می دهیم:

 

شما می توانید از بمب هسته ای برای سخت گرفتن بر ایران، سوریه و ... استفاده کنید.

ایران، سوریه، عربستان سعودی یا پاکستان و یا هر کشور دیگری که از تروریسم یا داعش حمایت می کند. اما نه، اگر سوریه را هدف بمب هسته ای قرار دهیم، ممکن است دوست عزیز شما روسیه، ناراحت شود و پاسخ ما را با حمله هسته ای بدهد و یک جنگ تمام عیار هسته ای درگیرد.

 

اگر به ایران حمله کنیم نیز آن ها احتمالا بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند و ما با این اقدام جنگ جهان سوم را آغاز کرده ایم. گذشته از این؛ اصلا ما مطمئن هستیم که ایران بمب هسته ای ندارد و یا نمی تواند تسلیحات هسته ای به دست آورد؟

 

اگر به پاکستان حمله کنیم که سرشار از افراط گرایان است، پاکستان نیز جواب ما را با بمب هسته ای خواهد داد و در این صورت نیز یک جنگ هسته ای آغاز خواهد شد.

 

اگر به عربستان حمله کنیم؛ که هیچ وقت این کار را نمی کنیم چون آن ها منبع نفتی ما و متحدمان هستند، احتمالا به مکه یا مدینه آسیب وارد شود که مقدس ترین اماکن مسلمین هستند و عواقب بدی به دنبال خواهد داشت.

 

شما می توانید از بمب هسته ای برای سخت گرفتن بر داعش استفاده کنید.

اما نه به نظر می رسد که این حرف به طور کلی به معنا باشد. کجا را می خواهید منفجر کنید؟ اورلاندو؟ سن برنادیو؟ (اماکنی در آمریکا که داعش در آن عملیات تروریستی انجام داده است). اصلا چطور می تواند یک گروه 5 یا 10 یا 100 نفره تروریستی را با بمب هسته ای منفجر کنید و در کنار هزاران و بلکه میلیون ها شهروند بی گناه کشته نشوند؟ نه این راه خوبی نیست.

 

در ادامه این گزارش مواردی مانند، کره شمالی، روسیه، چین، مکزیک، کوبا، فلسطین، عراق و  افغانستان مطرح شده و غیر منطقی بودن چنین اقدامی مورد بررسی قرار گرفته و در آخر آمده است: «آقای ترامپ، شاید در اختیار داشتن یک زرادخانه هسته ای حتی بزرگتر، برای شما بسیار جذاب و حیرت آور باشد، اما در واقع هیچ مکانی برای استفاده از آن در دنیای ما وجود ندارد؛ تمامی دشمنان ما و تقریبا همه مردم در سراسر دنیا به اندازه هوشمند هستند که بدانند آمریکا با زرادخانه هسته ای که اکنون در اختیار دارد می تواند به آن ها حمله کند. به نظر می رسد انتخاب شما، صرف هزینه های گزاف برای تسلیحاتی است که کاملا بی استفاده و زائد است.

 

متاسفیم آقای رئیس جمهور؛ روشن است که شما از خواندن چنین گزارشی در ایام کریسمس خوشحال نخواهید شد. اما شاید با خواندن چنین اخباری تصمیم بگیرید که بر مسیری تمرکز کنید که آمریکا و جهان را محلی بهتر و امن تر برای زندگی همه مردم تبدیل خواهد کرد.»

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : هسته ,حمله ,استفاده ,آمریکا ,کریسمس ,کنیم ,حمله کنیم ,استفاده کنید ,زرادخانه هسته ,خواندن چنین ,حمله هسته

::
 
 
شناسه خبر: ۵۷۹۸۸۹  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ - ۰۵:۰۰  ۹  

اگر به ایران حمله کنیم آن ها بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند

پایگاه آمریکایی "هافینگتون پست" (Huffington Post) با انتشار گزارشی به انتقاد از سیاست آمریکا در توسعه زرادخانه تسلیحات هسته ای خود و ابراز نظر اخیر دونالد ترامپ در این رابطه پرداخته است.

اگر به ایران حمله کنیم آن ها بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند

به گزارش افکارنیوز، این گزارش تحت عنوان "کریسمس مبارک آقای رئیس جمهور منتخب: 10 مکان که شما می توانید پس از شروع ریاست جمهوریتان در 20 ژانویه هدف بمب هسته ای قرار دهید" منتشر شده است و ایران را در لیست این کشورها قرار داده است.

 

در این گزارش می خوانیم:

«آقای ترامپ، واقعا شما چه هدیه دوست داشتنی قبل از کریسمس به ما دادید؛ پیام صلح زیبای شما به جهان، آن هم به این شیوه منحصر به فرد و در زمان تولید عیسی مسیح!

 

واقعا خودِ حضرت مسیح هم نمی توانست بهتر از شما این موضوع را بیان کند؛ "تا موقعی که جهان در مقوله هسته‌ای سر عقل بیاید، ایالات متحده باید توانایی هسته‌ای خود را به‌طور عمده تقویت کند و گسترش دهد."

 

و حتی بیشتر از این، وقتی که شما به روشنی اعلام کردید: "بگذارید این یک مسابقه تسلیحاتی باشد، ما آن ها را پشت سر میگذاریم."

واقعا با چه چیز می توان بهتر از این کریسمس را تبریک گفت؟؟

 

خوب، برای حمایت از شما، که "شاهزاده صلح" ما هستید، و احتمالا به زودی به دنبال مکان هایی خواهید بود که تمامی این قابلیت های توسعه یافته هسته ای را مورد استفاده قرار دهید، ما لیستی از اماکنی که شما می تواند به آن ها حمله هسته ای کنید را در اختیارتان قرار می دهیم:

 

شما می توانید از بمب هسته ای برای سخت گرفتن بر ایران، سوریه و ... استفاده کنید.

ایران، سوریه، عربستان سعودی یا پاکستان و یا هر کشور دیگری که از تروریسم یا داعش حمایت می کند. اما نه، اگر سوریه را هدف بمب هسته ای قرار دهیم، ممکن است دوست عزیز شما روسیه، ناراحت شود و پاسخ ما را با حمله هسته ای بدهد و یک جنگ تمام عیار هسته ای درگیرد.

 

اگر به ایران حمله کنیم نیز آن ها احتمالا بلافاصله به اسرائیل حمله می کنند و ما با این اقدام جنگ جهان سوم را آغاز کرده ایم. گذشته از این؛ اصلا ما مطمئن هستیم که ایران بمب هسته ای ندارد و یا نمی تواند تسلیحات هسته ای به دست آورد؟

 

اگر به پاکستان حمله کنیم که سرشار از افراط گرایان است، پاکستان نیز جواب ما را با بمب هسته ای خواهد داد و در این صورت نیز یک جنگ هسته ای آغاز خواهد شد.

 

اگر به عربستان حمله کنیم؛ که هیچ وقت این کار را نمی کنیم چون آن ها منبع نفتی ما و متحدمان هستند، احتمالا به مکه یا مدینه آسیب وارد شود که مقدس ترین اماکن مسلمین هستند و عواقب بدی به دنبال خواهد داشت.

 

شما می توانید از بمب هسته ای برای سخت گرفتن بر داعش استفاده کنید.

اما نه به نظر می رسد که این حرف به طور کلی به معنا باشد. کجا را می خواهید منفجر کنید؟ اورلاندو؟ سن برنادیو؟ (اماکنی در آمریکا که داعش در آن عملیات تروریستی انجام داده است). اصلا چطور می تواند یک گروه 5 یا 10 یا 100 نفره تروریستی را با بمب هسته ای منفجر کنید و در کنار هزاران و بلکه میلیون ها شهروند بی گناه کشته نشوند؟ نه این راه خوبی نیست.

 

در ادامه این گزارش مواردی مانند، کره شمالی، روسیه، چین، مکزیک، کوبا، فلسطین، عراق و  افغانستان مطرح شده و غیر منطقی بودن چنین اقدامی مورد بررسی قرار گرفته و در آخر آمده است: «آقای ترامپ، شاید در اختیار داشتن یک زرادخانه هسته ای حتی بزرگتر، برای شما بسیار جذاب و حیرت آور باشد، اما در واقع هیچ مکانی برای استفاده از آن در دنیای ما وجود ندارد؛ تمامی دشمنان ما و تقریبا همه مردم در سراسر دنیا به اندازه هوشمند هستند که بدانند آمریکا با زرادخانه هسته ای که اکنون در اختیار دارد می تواند به آن ها حمله کند. به نظر می رسد انتخاب شما، صرف هزینه های گزاف برای تسلیحاتی است که کاملا بی استفاده و زائد است.

 

متاسفیم آقای رئیس جمهور؛ روشن است که شما از خواندن چنین گزارشی در ایام کریسمس خوشحال نخواهید شد. اما شاید با خواندن چنین اخباری تصمیم بگیرید که بر مسیری تمرکز کنید که آمریکا و جهان را محلی بهتر و امن تر برای زندگی همه مردم تبدیل خواهد کرد.»

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : هسته ,حمله ,استفاده ,آمریکا ,کریسمس ,کنیم ,حمله کنیم ,استفاده کنید ,زرادخانه هسته ,خواندن چنین ,حمله هسته

پس فردا رای میخواند

:: پس فردا رای میخواند

پول بدهید رزرو کنید و به دیسکوی زنانه بروید!

خیلی وقت است که برگزاری «دورهمی‌های لوکس زنانه» در تهران باب شده است؛ میهمانی‌هایی که با عنوان‌های مختلف مثل «میهمانی وی‌.آی‌.پی بانوان»، «دیسکوی زنانه»، «دورهمی لاکچری زنان» و... برگزار می‌شوند.

به گزارش افکارنیوز، خیلی وقت است که برگزاری «دورهمی‌های لوکس زنانه» در تهران باب شده است؛ میهمانی‌هایی که با عنوان‌های مختلف مثل «میهمانی وی‌.آی‌.پی بانوان»، «دیسکوی زنانه»، «دورهمی لاکچری زنان» و... برگزار می‌شوند. البته دورهمی‌های زنانه موضوعی نیست که مربوط به همین چند سال اخیر باشد. زنان ایرانی از دیرباز به بهانه‌های مختلف مثل مراسم‌های مذهبی، خانه‌تکانی‌ یا مسائل روزمره دور هم جمع می‌شدند. حالا شکل این دورهمی‌ها تغییر زیادی پیدا کرده و جمع‌هایی که شاید سال‌ها پیش مثلا به پختن دسته‌جمعی یک آش‌رشته ختم می‌شد، حالا به پدیده‌ای جامعه‌شناختی تبدیل شده و به میهمانی‌های مجلل در سالن‌های مخصوص، تغییر شکل و کاربری داده‌ است.

 

نحوه‌ی شرکت در این میهمانی‌ها هم این‌گونه است که باید علاوه بر تعیین وقت قبلی، مبلغ مشخصی را به حساب بانکی برگزارکننده‌ مراسم واریز کنید و در زمانی مشخص به آدرسی که معمولا به تالارهای عروسی یا پارکینگ‌های خصوصی اختصاص دارد، بروید.

 

 

 

 

نمونۀ تراکت تبلیغاتی میهمانی بانوان

 

یکی از این میهمانی‌های مجلل در تالاری در غرب تهران برگزار می‌شود که معمولا ماهی یکبار با تبلیغات محدود در فضای مجازی از بانوان دعوت می‌کند در یک میهمانی با پذیرایی «وی‌.آی‌.پی» حضور پیدا کنند. برگزارکنندگان این میهمانی‌ها معتقدند که مراسمشان دارای امنیت بالایی است و شرکت‌کنندگان می‌توانند با حضور یک «دی‌.جی خانم» لحظات مفرحی داشته باشند.

با شماره تماسی که در تبلیغات اعلام شده است، تماس می‌گیرم و درباره‌ جزئیات جشن تابستانه‌شان می‌پرسم. مسئول برگزاری جشن هم توضیح می‌دهد: «میهمانی ما ساعت 12  ظهر آغاز خواهد شد و علاوه بر آن چند رقص نمایشی گروهی و انفرادی هم خواهیم داشت. خانم‌ها می‌توانند در این مراسم حسابی شاد باشند. پذیرایی هم علاوه بر میوه و شیرینی با بیش از 15 نوع غذا و دسر برای ناهار همراه خواهد بود.»

او درباره‌ امنیت و مجوزهای این مراسم هم ضمن تاکید بر مجوزدار بودن آن می‌گوید: «مدیریت جشن کاملا بر عهده‌ی بانوان و بدون حضور آقایان است. از مشروب و .. هم خبری نیست و عکسبرداری و فیلمبرداری هم ممنوع است.»

وقتی از او می‌پرسم، چطور می‌توانم در یکی از این جشن‌ها حضور پیدا کنم، پاسخ می‌دهد: «هزینه‌ی ورود برای هر نفر 90 هزارتومان است. مبلغ را برای من کارت به کارت کنید و بعد هم زنگ بزنید و شماره پیگیری را بخوانید؛ این طوری رزرو شما انجام می‌شود.»

مبلغ را برایش واریز می‌کنم و کارها همان‌طور که او گفت، پیش می‌رود. در موعد مشخص هم آژانس می‌گیرم تا به مراسم بروم.

همین که سوار ماشین می‌شوم، شروع می‌کنم به خواندن آدرس برای راننده‌ آژانس. وقتی نام خیابان فرعی را می‌آورم، سریع می‌گوید: «ببخشید خانم! جسارتا «...» تشریف می‌برید؟»

 ـ «مگه شما اونجا رو بلدید؟»

 ـ « تا حالا چندتا خانم رو اونجا رسوندم و از لابلای حرفاشون هم یه چیزایی شنیدم. جسارت نباشه خانم، اما یه سری زن پولدار و بیکارن که جمع می‌شن دور همدیگه و...»

ـ «یعنی اونجا معروفه؟ شما چند بار مسافر بردید؟»

ـ «خانم این خیابونی که شما دارید، تشریف می‌برید، چند تا «دیسکو» داره. کم نیست. فقط هم زنونه نیستن. همه جور مراسمی برگزار می‌شه.»

 

 

 

به تالار که می‌رسم، نگهبان راهنمایی می‌کند تا از در پارکینگ وارد تالار شوم. پارکینگ تا نزدیکی آسانسور پر است از انواع ماشین‌های خارجی؛ سانتافه، آزرا، لکسوس، سوناتا و... سوار آسانسور می‌شوم. کنار دکمه‌ آخرین طبقه روی کاغذ کوچکی نوشته است: «مراسم جشن بانوان» چهار طبقه‌ای بالا می‌روم و هنوز در آسانسور به روی سالن محل برگزاری جشن باز نشده است که صدای دست و موسیقی به گوش می‌رسد.

یکی از مسئولان برگزاری درست مقابل در ورودی نشسته است. اسمم را به او می‌گویم و رزروم مورد تاییدش قرار می‌گیرد. در حالی‌ که مرا به سمت رختکن هدایت می‌کند، تاکید دارد: «روی میزها نام میهمان‌ها را نوشته‌ایم. لطفا سر میز خودتان بنشینید. اگر هم قصد دارید که در تمام جشن‌های ما حضور داشته باشید، شماره موبایل بدهید که در گروه تلگرامی جشن ما عضو شوید.»

شماره تماسم را می‌دهم و وارد سالن اصلی می‌شوم. تعداد زن‌های جوان و میانسالی که در سالن نشسته‌اند، به 100 نفر می‌رسد. گارسون‌ها با کافه‌گلاسه، چای، قهوه، پاناکوتا، آب‌میوه و... از میهمانان پذیرایی می‌کنند. با اینکه صدای موسیقی‌ شاد خیلی بلند است، گاهی صدای خنده‌های بلند به گوش می‌رسد و گاهی هم همه محو تماشای گروه‌های رقصنده می‌شوند. زن‌ها، حسابی برای حضور در میهمانی وقت گذاشته‌اند و از عملکرد خوب آرایشگرشان برای هم تعریف می‌کنند.

با اینکه اغلب زن‌ها همدیگر را نمی‌شناسند و برای هم غریبه هستند اما برخی فرصت را مناسب می‌بینند تا کارت ویزیت‌هایشان را با هم تبادل کنند. یکی از مزون لباسش تبلیغ می‌کند و یکی دیگر هم از جدیدترین متدهای رنگ و مش می‌گوید که در آرایشگاهش انجام می‌دهد. «دی‌.جی» بدون اینکه کاری به کسی داشته باشد، برنامه‌ی سه ساعته‌اش را اجرا می‌کند و برایش مهم نیست که دیگران به او توجه دارند و یا سرگرم حرف خودشان هستند. موزیک‌هایش را یکی پس از دیگری پخش می‌کند و گاهی هم صحنه را تاریک می‌کند تا با رقص نور هیجان بیشتری به میهمانان بدهد.

در گوشه‌ای از سالن اما چند زن میانسال خیلی ساکت نشسته‌اند که دو نفرشان هم از فرط پا درد یا کمر درد به سختی راه می‌روند. وقتی از یکی از آن‌ها می‌پرسم، اولین بارشان است که به این مراسم می‌آیند؟ پاسخ می‌دهد: «بله. به پیشنهاد یکی از دوستانمان آمدیم، دور هم باشیم. ما چند همکلاسی قدیمی هستیم که هر چند وقت یک‌بار دور هم جمع می‌شویم. امروز تولد شهین و مهری بود. (به دو نفر از دوستانش اشاره می‌کند.) گفتیم، به بهانه‌ی تولد 60 سالگی‌شان بیاییم اینجا و مثلا جشن بگیریم. خب؛ اینجا با هم خوشحالیم.»

یک طرف دیگر دختر جوانی است که به سختی روی صندلی‌اش بند می‌شود، می‌گوید: «من و مادرم اغلب با هم به این جشن‌ها می‌آییم. خانه‌مان هم به اینجا نزدیک است. ما کلا میهمانی دوست داریم اما اغلب اقواممان ایران نیستند و کم پیش می‌آید به عروسی یا میهمانی دعوت شویم. اینجا که می‌آییم، علاوه براینکه به ما خوش می‌گذرد، دوستان جدید هم پیدا می‌کنیم.»

همه یک جوری خودشان را سرگرم کرده‌اند؛ با خوردن، صحبت‌کردن، موسیقی گوش دادن و...  به صورت اتفاقی از میان صحبت دو نفر با هم شنیدم که هسته‌ی شکل‌گیری این میهمانی این‌طور بوده است که چند دوست قدیمی میهمانی دوره‌ای با هم برگزار می‌کردند اما بعد از چند وقت تصمیم می‌گیرند میهمانی‌هایشان را وسیع و زن‌های دیگر را هم در دوره‌هایشان شریک کنند که نتیجه‌اش شده است، این میهمانی زنانه که هزینه‌ حضور در آن برای هر شخص 90 هزارتومان است.

وقت ناهار می‌شود و میزها پر می‌شوند از انواع کباب‌ها، ماهی‌ها، خوراک زبان، میگو، بیف‌استراگانف، جوجه‌چینی، خورشت‌ فسنجان، سبزیجات، انواع سالادها و دسرها و... که در واقع حسن ختامی برای این میهمانی سه ساعته‌ی زنانه است. زن‌ها با احتیاط زیادی طوری که لک چربی بر روی لباس‌هایشان ننشیند، به سمت میزهای سرو غذا می‌روند. دی‌.جی هم دست از موسیقی می‌کشد و سریع خداحافظی می‌کند تا به مراسم دیگری برود. چند زن می‌خواهند برای مراسم‌هایشان از او وقت بگیرند اما او می‌گوید که تا چند ماه آینده اصلا وقت ندارد! تالار کم‌کم خالی می‌شود و خیلی‌ها هم دنبال بلیت برای میهمانی بعدی هستند...

 

 

 

بعد از برگشت از این میهمانی خاص زنانه، با فکر فضای سالن و شادی‌ای که به نظرم تصنعی آمده و روابط آدم‌ها، یاد درس‌های جامعه‌شناسی‌ام می‌افتم که خوانده بودم: «میل شدید بشر به دورهم جمع شدن ریشه در رفتارهای اجداد انسان دارد.» و یا این گفته امیل دورکیم جامعه‌شناس که معتقد بود «اساسی‌ترین رفتار در اجتماعی‌ شدن انسان همان دور هم جمع‌ شدن است.» او نام این نظریه‌ را «جنب‌وجوش جمعی» گذارده بود و می‌گفت علت اصلی پیدایش این رفتار، یافتن احساس امنیت و آرامش در شرایط زندگی گروهی است. اما آیا واقعا حضور در فضایی که تجربه کرده بودم باعث ایجاد احساس امنیت و آرامش می‌شد؟

تا چند روز بعد از میهمانی با دوستانم در این باره گپ می‌زدم. خیلی‌ از آن‌ها تا بحال درباره‌ی این میهمانی‌ها چیزی نشنیده بودند و از من کمک می‌خواستند تا آدرس و نحوه‌ی رزرو را به آن‌ها یاد دهم. پرسش اصلی‌شان هم این بود که باید در این گونه مراسم‌ چه بپوشند!؟ تعداد دیگری از دوستانم هم معتقد بودند که این میهمانی‌ها صرفا یک دورهمی لوکس است و اگر در جمع این «زنان الکی شاد و ثروتمند» حضور پیدا کنند، فقط افسرده‌تر خواهند شد.

در همین زمینه با دکتر "سمیرا وکیل‌ها"ی جامعه‌شناس هم صحبت می‌کنم. بعد از توضیح درباره تجربه این دورهمی‌های زنانه از او می‌پرسم آیا چنین تجربه‌هایی می‌تواند تامین‌کننده خلاء عاطفی، امنیت روانی و نشاط روحی باشد؟ از نظر خانم وکیل‌ها  موضوع البته قابل ملاحظه و بررسی بود. او می‌گوید که انسان‌ها واقعیت‌های منحصر به فردی هستند که در تعامل با یکدیگر به معنا می‌رسند و بنابراین تعامل و برقراری ارتباط نه تنها اجتناب‌ناپذیر نیست؛ بلکه از نیازهای اولیه و اساسی جوامع پیچیده امروزی است.

وقتی از او می‌پرسم که چرا میهمانی‌های مدرن و مجلل این‌قدر راحت جایگزین همنشینی‌های صمیمانه و ساده شده‌اند؟ تاکید می‌کند که هیچ پدیده‌ای از مزایا و گزندهای مدرنیته در امان نمانده و روابط اجتماعی و اصول اخلاقی هم دستخوش تحولاتی شده که خود نشان از دگرگونی در شالوده و بنیان ساختار جامعه دارد.

او معتقد است از زمانی که فردگرایی به عنوان یک هدف در قراردادهای اجتماعی و اذهان عمومی مورد توجه قرار گرفته، روح همدلی، مشارکت و احساس امنیت و تعلق اجتماعی هم به نسبت کمرنگ‌تر شده که تاثیر آن در روابط خرد و کلان مشهود است.

بعد می‌روم سر اصل مطلب و این سوال مهم که بالاخره این میهمانی‌ها تا چه حد می‌تواند آرامش و رضایتمندی را به ارمغان بیاورد؟ او  اول به سابقه پهن‌شدن «سفره‌های ایرانی» چه در نوع مذهبی و چه اجتماعی با مدیریت زنان و تاثیر مثبت آنها در ایجاد همدلی اشاره می‌کند و بعد وقتی به دوران جدید و رواج فردگرایی و در واقع پاسخ سوال من می‌رسد، می‌گوید: «برگزاری چنین مراسم‌هایی در واقع یک فرصت مناسب برای نمایش قدرت هنر و ثروت زنان شده است و با وجود افزایش این قبیل مهمانی‌ها در عناوین مختلف کمتر شاهد آرامش، رضایتمندی و اعتماد در بین مدعوین و حتی میزبانان هستیم. افرادی که بدون منافع و طبقه‌ اجتماعی مشترک و حتی بدون اهداف و نگاه مشترک دور هم جمع می‌شوند، هرگز نمی‌توانند گروهی را تشکیل دهند که چون گذشته همدلی، احساس امنیت و تعلق اجتماعی در آن نمود داشته باشد.»

با همه این‌ها باز هم نمی‌توانم قضاوت مطلق‌گرایانه‌ای داشته باشم، می‌توانم بگویم آنجا به من خوش نگذشت، اما کسی چه می‌داند؟ شاید به بقیه خوش گذشته باشد.

 

منبع : کلاغ نیوزپس فردا رای میخواند
برچسب ها : میهمانی ,می‌کند ,حضور ,امنیت ,می‌گوید ,مراسم ,احساس امنیت ,حضور پیدا ,میهمانی‌های مجلل ,دورهمی‌های زنانه ,اشاره می‌کند ,«دورهمی لاکچری زنان

پس فردا رای میخواند

:: پس فردا رای میخواند

پول بدهید رزرو کنید و به دیسکوی زنانه بروید!

خیلی وقت است که برگزاری «دورهمی‌های لوکس زنانه» در تهران باب شده است؛ میهمانی‌هایی که با عنوان‌های مختلف مثل «میهمانی وی‌.آی‌.پی بانوان»، «دیسکوی زنانه»، «دورهمی لاکچری زنان» و... برگزار می‌شوند.

به گزارش افکارنیوز، خیلی وقت است که برگزاری «دورهمی‌های لوکس زنانه» در تهران باب شده است؛ میهمانی‌هایی که با عنوان‌های مختلف مثل «میهمانی وی‌.آی‌.پی بانوان»، «دیسکوی زنانه»، «دورهمی لاکچری زنان» و... برگزار می‌شوند. البته دورهمی‌های زنانه موضوعی نیست که مربوط به همین چند سال اخیر باشد. زنان ایرانی از دیرباز به بهانه‌های مختلف مثل مراسم‌های مذهبی، خانه‌تکانی‌ یا مسائل روزمره دور هم جمع می‌شدند. حالا شکل این دورهمی‌ها تغییر زیادی پیدا کرده و جمع‌هایی که شاید سال‌ها پیش مثلا به پختن دسته‌جمعی یک آش‌رشته ختم می‌شد، حالا به پدیده‌ای جامعه‌شناختی تبدیل شده و به میهمانی‌های مجلل در سالن‌های مخصوص، تغییر شکل و کاربری داده‌ است.

 

نحوه‌ی شرکت در این میهمانی‌ها هم این‌گونه است که باید علاوه بر تعیین وقت قبلی، مبلغ مشخصی را به حساب بانکی برگزارکننده‌ مراسم واریز کنید و در زمانی مشخص به آدرسی که معمولا به تالارهای عروسی یا پارکینگ‌های خصوصی اختصاص دارد، بروید.

 

 

 

 

نمونۀ تراکت تبلیغاتی میهمانی بانوان

 

یکی از این میهمانی‌های مجلل در تالاری در غرب تهران برگزار می‌شود که معمولا ماهی یکبار با تبلیغات محدود در فضای مجازی از بانوان دعوت می‌کند در یک میهمانی با پذیرایی «وی‌.آی‌.پی» حضور پیدا کنند. برگزارکنندگان این میهمانی‌ها معتقدند که مراسمشان دارای امنیت بالایی است و شرکت‌کنندگان می‌توانند با حضور یک «دی‌.جی خانم» لحظات مفرحی داشته باشند.

با شماره تماسی که در تبلیغات اعلام شده است، تماس می‌گیرم و درباره‌ جزئیات جشن تابستانه‌شان می‌پرسم. مسئول برگزاری جشن هم توضیح می‌دهد: «میهمانی ما ساعت 12  ظهر آغاز خواهد شد و علاوه بر آن چند رقص نمایشی گروهی و انفرادی هم خواهیم داشت. خانم‌ها می‌توانند در این مراسم حسابی شاد باشند. پذیرایی هم علاوه بر میوه و شیرینی با بیش از 15 نوع غذا و دسر برای ناهار همراه خواهد بود.»

او درباره‌ امنیت و مجوزهای این مراسم هم ضمن تاکید بر مجوزدار بودن آن می‌گوید: «مدیریت جشن کاملا بر عهده‌ی بانوان و بدون حضور آقایان است. از مشروب و .. هم خبری نیست و عکسبرداری و فیلمبرداری هم ممنوع است.»

وقتی از او می‌پرسم، چطور می‌توانم در یکی از این جشن‌ها حضور پیدا کنم، پاسخ می‌دهد: «هزینه‌ی ورود برای هر نفر 90 هزارتومان است. مبلغ را برای من کارت به کارت کنید و بعد هم زنگ بزنید و شماره پیگیری را بخوانید؛ این طوری رزرو شما انجام می‌شود.»

مبلغ را برایش واریز می‌کنم و کارها همان‌طور که او گفت، پیش می‌رود. در موعد مشخص هم آژانس می‌گیرم تا به مراسم بروم.

همین که سوار ماشین می‌شوم، شروع می‌کنم به خواندن آدرس برای راننده‌ آژانس. وقتی نام خیابان فرعی را می‌آورم، سریع می‌گوید: «ببخشید خانم! جسارتا «...» تشریف می‌برید؟»

 ـ «مگه شما اونجا رو بلدید؟»

 ـ « تا حالا چندتا خانم رو اونجا رسوندم و از لابلای حرفاشون هم یه چیزایی شنیدم. جسارت نباشه خانم، اما یه سری زن پولدار و بیکارن که جمع می‌شن دور همدیگه و...»

ـ «یعنی اونجا معروفه؟ شما چند بار مسافر بردید؟»

ـ «خانم این خیابونی که شما دارید، تشریف می‌برید، چند تا «دیسکو» داره. کم نیست. فقط هم زنونه نیستن. همه جور مراسمی برگزار می‌شه.»

 

 

 

به تالار که می‌رسم، نگهبان راهنمایی می‌کند تا از در پارکینگ وارد تالار شوم. پارکینگ تا نزدیکی آسانسور پر است از انواع ماشین‌های خارجی؛ سانتافه، آزرا، لکسوس، سوناتا و... سوار آسانسور می‌شوم. کنار دکمه‌ آخرین طبقه روی کاغذ کوچکی نوشته است: «مراسم جشن بانوان» چهار طبقه‌ای بالا می‌روم و هنوز در آسانسور به روی سالن محل برگزاری جشن باز نشده است که صدای دست و موسیقی به گوش می‌رسد.

یکی از مسئولان برگزاری درست مقابل در ورودی نشسته است. اسمم را به او می‌گویم و رزروم مورد تاییدش قرار می‌گیرد. در حالی‌ که مرا به سمت رختکن هدایت می‌کند، تاکید دارد: «روی میزها نام میهمان‌ها را نوشته‌ایم. لطفا سر میز خودتان بنشینید. اگر هم قصد دارید که در تمام جشن‌های ما حضور داشته باشید، شماره موبایل بدهید که در گروه تلگرامی جشن ما عضو شوید.»

شماره تماسم را می‌دهم و وارد سالن اصلی می‌شوم. تعداد زن‌های جوان و میانسالی که در سالن نشسته‌اند، به 100 نفر می‌رسد. گارسون‌ها با کافه‌گلاسه، چای، قهوه، پاناکوتا، آب‌میوه و... از میهمانان پذیرایی می‌کنند. با اینکه صدای موسیقی‌ شاد خیلی بلند است، گاهی صدای خنده‌های بلند به گوش می‌رسد و گاهی هم همه محو تماشای گروه‌های رقصنده می‌شوند. زن‌ها، حسابی برای حضور در میهمانی وقت گذاشته‌اند و از عملکرد خوب آرایشگرشان برای هم تعریف می‌کنند.

با اینکه اغلب زن‌ها همدیگر را نمی‌شناسند و برای هم غریبه هستند اما برخی فرصت را مناسب می‌بینند تا کارت ویزیت‌هایشان را با هم تبادل کنند. یکی از مزون لباسش تبلیغ می‌کند و یکی دیگر هم از جدیدترین متدهای رنگ و مش می‌گوید که در آرایشگاهش انجام می‌دهد. «دی‌.جی» بدون اینکه کاری به کسی داشته باشد، برنامه‌ی سه ساعته‌اش را اجرا می‌کند و برایش مهم نیست که دیگران به او توجه دارند و یا سرگرم حرف خودشان هستند. موزیک‌هایش را یکی پس از دیگری پخش می‌کند و گاهی هم صحنه را تاریک می‌کند تا با رقص نور هیجان بیشتری به میهمانان بدهد.

در گوشه‌ای از سالن اما چند زن میانسال خیلی ساکت نشسته‌اند که دو نفرشان هم از فرط پا درد یا کمر درد به سختی راه می‌روند. وقتی از یکی از آن‌ها می‌پرسم، اولین بارشان است که به این مراسم می‌آیند؟ پاسخ می‌دهد: «بله. به پیشنهاد یکی از دوستانمان آمدیم، دور هم باشیم. ما چند همکلاسی قدیمی هستیم که هر چند وقت یک‌بار دور هم جمع می‌شویم. امروز تولد شهین و مهری بود. (به دو نفر از دوستانش اشاره می‌کند.) گفتیم، به بهانه‌ی تولد 60 سالگی‌شان بیاییم اینجا و مثلا جشن بگیریم. خب؛ اینجا با هم خوشحالیم.»

یک طرف دیگر دختر جوانی است که به سختی روی صندلی‌اش بند می‌شود، می‌گوید: «من و مادرم اغلب با هم به این جشن‌ها می‌آییم. خانه‌مان هم به اینجا نزدیک است. ما کلا میهمانی دوست داریم اما اغلب اقواممان ایران نیستند و کم پیش می‌آید به عروسی یا میهمانی دعوت شویم. اینجا که می‌آییم، علاوه براینکه به ما خوش می‌گذرد، دوستان جدید هم پیدا می‌کنیم.»

همه یک جوری خودشان را سرگرم کرده‌اند؛ با خوردن، صحبت‌کردن، موسیقی گوش دادن و...  به صورت اتفاقی از میان صحبت دو نفر با هم شنیدم که هسته‌ی شکل‌گیری این میهمانی این‌طور بوده است که چند دوست قدیمی میهمانی دوره‌ای با هم برگزار می‌کردند اما بعد از چند وقت تصمیم می‌گیرند میهمانی‌هایشان را وسیع و زن‌های دیگر را هم در دوره‌هایشان شریک کنند که نتیجه‌اش شده است، این میهمانی زنانه که هزینه‌ حضور در آن برای هر شخص 90 هزارتومان است.

وقت ناهار می‌شود و میزها پر می‌شوند از انواع کباب‌ها، ماهی‌ها، خوراک زبان، میگو، بیف‌استراگانف، جوجه‌چینی، خورشت‌ فسنجان، سبزیجات، انواع سالادها و دسرها و... که در واقع حسن ختامی برای این میهمانی سه ساعته‌ی زنانه است. زن‌ها با احتیاط زیادی طوری که لک چربی بر روی لباس‌هایشان ننشیند، به سمت میزهای سرو غذا می‌روند. دی‌.جی هم دست از موسیقی می‌کشد و سریع خداحافظی می‌کند تا به مراسم دیگری برود. چند زن می‌خواهند برای مراسم‌هایشان از او وقت بگیرند اما او می‌گوید که تا چند ماه آینده اصلا وقت ندارد! تالار کم‌کم خالی می‌شود و خیلی‌ها هم دنبال بلیت برای میهمانی بعدی هستند...

 

 

 

بعد از برگشت از این میهمانی خاص زنانه، با فکر فضای سالن و شادی‌ای که به نظرم تصنعی آمده و روابط آدم‌ها، یاد درس‌های جامعه‌شناسی‌ام می‌افتم که خوانده بودم: «میل شدید بشر به دورهم جمع شدن ریشه در رفتارهای اجداد انسان دارد.» و یا این گفته امیل دورکیم جامعه‌شناس که معتقد بود «اساسی‌ترین رفتار در اجتماعی‌ شدن انسان همان دور هم جمع‌ شدن است.» او نام این نظریه‌ را «جنب‌وجوش جمعی» گذارده بود و می‌گفت علت اصلی پیدایش این رفتار، یافتن احساس امنیت و آرامش در شرایط زندگی گروهی است. اما آیا واقعا حضور در فضایی که تجربه کرده بودم باعث ایجاد احساس امنیت و آرامش می‌شد؟

تا چند روز بعد از میهمانی با دوستانم در این باره گپ می‌زدم. خیلی‌ از آن‌ها تا بحال درباره‌ی این میهمانی‌ها چیزی نشنیده بودند و از من کمک می‌خواستند تا آدرس و نحوه‌ی رزرو را به آن‌ها یاد دهم. پرسش اصلی‌شان هم این بود که باید در این گونه مراسم‌ چه بپوشند!؟ تعداد دیگری از دوستانم هم معتقد بودند که این میهمانی‌ها صرفا یک دورهمی لوکس است و اگر در جمع این «زنان الکی شاد و ثروتمند» حضور پیدا کنند، فقط افسرده‌تر خواهند شد.

در همین زمینه با دکتر "سمیرا وکیل‌ها"ی جامعه‌شناس هم صحبت می‌کنم. بعد از توضیح درباره تجربه این دورهمی‌های زنانه از او می‌پرسم آیا چنین تجربه‌هایی می‌تواند تامین‌کننده خلاء عاطفی، امنیت روانی و نشاط روحی باشد؟ از نظر خانم وکیل‌ها  موضوع البته قابل ملاحظه و بررسی بود. او می‌گوید که انسان‌ها واقعیت‌های منحصر به فردی هستند که در تعامل با یکدیگر به معنا می‌رسند و بنابراین تعامل و برقراری ارتباط نه تنها اجتناب‌ناپذیر نیست؛ بلکه از نیازهای اولیه و اساسی جوامع پیچیده امروزی است.

وقتی از او می‌پرسم که چرا میهمانی‌های مدرن و مجلل این‌قدر راحت جایگزین همنشینی‌های صمیمانه و ساده شده‌اند؟ تاکید می‌کند که هیچ پدیده‌ای از مزایا و گزندهای مدرنیته در امان نمانده و روابط اجتماعی و اصول اخلاقی هم دستخوش تحولاتی شده که خود نشان از دگرگونی در شالوده و بنیان ساختار جامعه دارد.

او معتقد است از زمانی که فردگرایی به عنوان یک هدف در قراردادهای اجتماعی و اذهان عمومی مورد توجه قرار گرفته، روح همدلی، مشارکت و احساس امنیت و تعلق اجتماعی هم به نسبت کمرنگ‌تر شده که تاثیر آن در روابط خرد و کلان مشهود است.

بعد می‌روم سر اصل مطلب و این سوال مهم که بالاخره این میهمانی‌ها تا چه حد می‌تواند آرامش و رضایتمندی را به ارمغان بیاورد؟ او  اول به سابقه پهن‌شدن «سفره‌های ایرانی» چه در نوع مذهبی و چه اجتماعی با مدیریت زنان و تاثیر مثبت آنها در ایجاد همدلی اشاره می‌کند و بعد وقتی به دوران جدید و رواج فردگرایی و در واقع پاسخ سوال من می‌رسد، می‌گوید: «برگزاری چنین مراسم‌هایی در واقع یک فرصت مناسب برای نمایش قدرت هنر و ثروت زنان شده است و با وجود افزایش این قبیل مهمانی‌ها در عناوین مختلف کمتر شاهد آرامش، رضایتمندی و اعتماد در بین مدعوین و حتی میزبانان هستیم. افرادی که بدون منافع و طبقه‌ اجتماعی مشترک و حتی بدون اهداف و نگاه مشترک دور هم جمع می‌شوند، هرگز نمی‌توانند گروهی را تشکیل دهند که چون گذشته همدلی، احساس امنیت و تعلق اجتماعی در آن نمود داشته باشد.»

با همه این‌ها باز هم نمی‌توانم قضاوت مطلق‌گرایانه‌ای داشته باشم، می‌توانم بگویم آنجا به من خوش نگذشت، اما کسی چه می‌داند؟ شاید به بقیه خوش گذشته باشد.

 

منبع : کلاغ نیوزپس فردا رای میخواند
برچسب ها : میهمانی ,می‌کند ,حضور ,امنیت ,می‌گوید ,مراسم ,احساس امنیت ,حضور پیدا ,میهمانی‌های مجلل ,دورهمی‌های زنانه ,اشاره می‌کند ,«دورهمی لاکچری زنان

اگر ایران نباشه همه وا میکنند

:: اگر ایران نباشه همه وا میکنند

حضور دختر بی حجاب در مراسم حج امسال+ تصاویر

در روزهای اخیر تصاویری از یک زن بی حجاب در مراسم حج امسال در فضای مجازی منتشر شد. اکنون یکی از خبرگزاری های عربی هویت این حاجیه بی حجاب (!) را بر ملاء کرده و او را دختر سعدالدین الحریری، نخست وزیر سابق لبنان و همپیمان عربستان سعودی معرفی کرده است.

به گزارش افکارنیوز،  در روزهای اخیر تصاویری از یک زن بی حجاب در مراسم حج امسال در فضای مجازی منتشر شد. اکنون یکی از خبرگزاری های عربی هویت این حاجیه بی حجاب (!) را بر ملاء کرده و او را دختر سعدالدین الحریری، نخست وزیر سابق لبنان و همپیمان عربستان سعودی معرفی کرده است.

مسلمانان سراسر جهان وقوع این رفتار خجالت آور را به شدت محکوم و عربستان سعودی را به دلیل کوتاهی های صورت گرفته و اجازه انجام مناسک حج به دختر سیاستمدار سابق لبنان بدون داشتن حجاب اسلامی، سرزنش کردند.

در این میان، بروز صحنه های شرم آوری اینچنینی که یک زن به اصطلاح مسلمان بدون رعایت شئونات اسلامی و بدون حجاب در کنار مردان در مسجد الحرام ایستاده و نماز بخواهد، مسلمانان مالزی را به بیشترین واکنش وا داشت.

مفتی برجسته مالزیایی «ذوالکفلی محمد البکری» با خجالت آور خواند این صحنه اعلام کرد: طبق اطلاعات به دست آمده این دختر دیوانه، دختر یکی از سیاستمداران لبنانی بوده ولی قانون الهی برای همه یکسان است و فرقی میان سیاستمداران و مردمان عادی در رعایت این قوانین وجود ندارد.

وی در ادامه گفتگو با روزنامه «مالزین تودی» اظهار داشت: رژیم آل سعود مسئول مستقیم این رخداد شرم آور است و این رژیم در راس همه فریبکاری ها و نفاق ها قرار دارد.

تصاویر منتشر شده تصویر «لولوء الحریری» است. وی دختر «سعدالدین الحریری» نخست وزیر اسبق لبنان و یکی از ثروتمندترین افراد جهان، و متولد سال ۲۰۰۱ میلادی است.

لازم به ذکر است، در حالی این تصاویر در فضای مجازی انتشار یافت که مفتی بدنام سعودی «عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ» اخیرا برای چندمین بار مخالفت شدید خود را با صدور گواهینامه و اجازه رانندگی زنان در خیابان های عربستان اعلام و آن را عملی شیطانی و نشان از ضعف روحی افراد خواند.

روز پنجشنبه گذشته این روحانی شرور وهابی در یکی از شبکه های تلوزیونی عربستان با تاکید بر فتوای خود مبنی بر حرمت رانندگی زنان مدعی شد: اگر زنان رانندگی کنند مشکلات زیادی برای خانواده های آنان به وجود می آید و مردان نمی دانند که زنان و دخترانشان به کجا می روند.

 

«لولوء الحریری» حاجیه بی حجاب در حج امسال

 

«لولوء الحریری»

 

 

منبع : کلاغ نیوزاگر ایران نباشه همه وا میکنند
برچسب ها : حجاب ,دختر ,عربستان ,لبنان ,الحریری» ,زنان ,سابق لبنان ,«لولوء الحریری» ,فضای مجازی ,عربستان سعودی ,نخست وزیر ,عربستان سعودی معرفی ,همپیمان عرب

اگر ایران نباشه همه وا میکنند

:: اگر ایران نباشه همه وا میکنند

حضور دختر بی حجاب در مراسم حج امسال+ تصاویر

در روزهای اخیر تصاویری از یک زن بی حجاب در مراسم حج امسال در فضای مجازی منتشر شد. اکنون یکی از خبرگزاری های عربی هویت این حاجیه بی حجاب (!) را بر ملاء کرده و او را دختر سعدالدین الحریری، نخست وزیر سابق لبنان و همپیمان عربستان سعودی معرفی کرده است.

به گزارش افکارنیوز،  در روزهای اخیر تصاویری از یک زن بی حجاب در مراسم حج امسال در فضای مجازی منتشر شد. اکنون یکی از خبرگزاری های عربی هویت این حاجیه بی حجاب (!) را بر ملاء کرده و او را دختر سعدالدین الحریری، نخست وزیر سابق لبنان و همپیمان عربستان سعودی معرفی کرده است.

مسلمانان سراسر جهان وقوع این رفتار خجالت آور را به شدت محکوم و عربستان سعودی را به دلیل کوتاهی های صورت گرفته و اجازه انجام مناسک حج به دختر سیاستمدار سابق لبنان بدون داشتن حجاب اسلامی، سرزنش کردند.

در این میان، بروز صحنه های شرم آوری اینچنینی که یک زن به اصطلاح مسلمان بدون رعایت شئونات اسلامی و بدون حجاب در کنار مردان در مسجد الحرام ایستاده و نماز بخواهد، مسلمانان مالزی را به بیشترین واکنش وا داشت.

مفتی برجسته مالزیایی «ذوالکفلی محمد البکری» با خجالت آور خواند این صحنه اعلام کرد: طبق اطلاعات به دست آمده این دختر دیوانه، دختر یکی از سیاستمداران لبنانی بوده ولی قانون الهی برای همه یکسان است و فرقی میان سیاستمداران و مردمان عادی در رعایت این قوانین وجود ندارد.

وی در ادامه گفتگو با روزنامه «مالزین تودی» اظهار داشت: رژیم آل سعود مسئول مستقیم این رخداد شرم آور است و این رژیم در راس همه فریبکاری ها و نفاق ها قرار دارد.

تصاویر منتشر شده تصویر «لولوء الحریری» است. وی دختر «سعدالدین الحریری» نخست وزیر اسبق لبنان و یکی از ثروتمندترین افراد جهان، و متولد سال ۲۰۰۱ میلادی است.

لازم به ذکر است، در حالی این تصاویر در فضای مجازی انتشار یافت که مفتی بدنام سعودی «عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ» اخیرا برای چندمین بار مخالفت شدید خود را با صدور گواهینامه و اجازه رانندگی زنان در خیابان های عربستان اعلام و آن را عملی شیطانی و نشان از ضعف روحی افراد خواند.

روز پنجشنبه گذشته این روحانی شرور وهابی در یکی از شبکه های تلوزیونی عربستان با تاکید بر فتوای خود مبنی بر حرمت رانندگی زنان مدعی شد: اگر زنان رانندگی کنند مشکلات زیادی برای خانواده های آنان به وجود می آید و مردان نمی دانند که زنان و دخترانشان به کجا می روند.

 

«لولوء الحریری» حاجیه بی حجاب در حج امسال

 

«لولوء الحریری»

 

 

منبع : کلاغ نیوزاگر ایران نباشه همه وا میکنند
برچسب ها : حجاب ,دختر ,عربستان ,لبنان ,الحریری» ,زنان ,سابق لبنان ,«لولوء الحریری» ,فضای مجازی ,عربستان سعودی ,نخست وزیر ,عربستان سعودی معرفی ,همپیمان عرب

::
کد خبر: ۶۷۱۴۱۸
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۵
چاپ
 
 
 
معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نسبت به افشای سخنان ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با انتشار تصویری در صفحه شخصی خود در توئیتر واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق، حمید ابوطابی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نسبت به افشای سخنان ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با انتشار تصویری در صفحه شخصی خود در توئیتر واکنش نشان داد.

وی در این پست خود نوشت:

آنقدر اثبات "اشتباه"برای افشاکنندگان مذاکرات محرمانه مجلس مهم بود که اثبات کردند "متن برجام" نقض نشده است؛ این اقدام خنجری بر پشت مذاکرات آتی است.

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : ظریف ,مجلس ,دفتر ,سیاسی ,واکنش ,معاون ,معاون سیاسی ,سیاسی دفتر ,انتشار تصویری ,خارجی مجلس ,توئیتر واکنش

::
کد خبر: ۶۷۱۴۱۸
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۵
چاپ
 
 
 
معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نسبت به افشای سخنان ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با انتشار تصویری در صفحه شخصی خود در توئیتر واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق، حمید ابوطابی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نسبت به افشای سخنان ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با انتشار تصویری در صفحه شخصی خود در توئیتر واکنش نشان داد.

وی در این پست خود نوشت:

آنقدر اثبات "اشتباه"برای افشاکنندگان مذاکرات محرمانه مجلس مهم بود که اثبات کردند "متن برجام" نقض نشده است؛ این اقدام خنجری بر پشت مذاکرات آتی است.

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : ظریف ,مجلس ,دفتر ,سیاسی ,واکنش ,معاون ,معاون سیاسی ,سیاسی دفتر ,انتشار تصویری ,خارجی مجلس ,توئیتر واکنش

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

:: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی


واکنش اطرافیان احمدی‌نژاد به خبر منع او از کاندیداتوری

 

چند روزی است خبری در محافل خبری کشور دست به دست می‌شود مبنی بر اینکه محمود احمدی نژاد از حضور در انتخابات آینده منع شده است. این خبر که ابتدا جدی به نظر نمی‌رسید با صحبت‌های دیروز محمدرضا باهنر رنگ و بوی جدی بودن به خود گرفت. هرچند اطرافیان احمدی نژاد آن را تأیید نمی‌کنند.

به گزارش ایسنا، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری و یکی از بزرگان جریان اصولگرایی در نشست ماهانه دیروز جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به این خبر، اظهار کرد: قرار بود این مسأله رسانه‌ای نشود اما شد. آقای احمدی نژاد به عنوان یکی از گزینه‌های قوی برای انتخابات ریاست جمهوری به دلایلی از ورود به انتخابات منع شده است.

اما از سوی دیگر دو نفر از نزدیکان رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد این خبر را نه تأیید و تکذیب می‌کنند و تأکید دارند که اخبار مربوط به مقام معظم رهبری باید از منابع رسمی منتشر شود و به چنین اخباری نمی‌توان رسمیت داد.

علی‌اکبر جوانفکر در گفت‌وگو با ایسنا، درباره صحبت‌های باهنر می‌گوید: مگر آقای باهنر مسئول نشر مطالب مربوط به مقام معظم رهبری است؟ این سوال برای ما هم وجود دارد که مطالب مربوط به رهبر انقلاب چطور از مجاری دیگری منتشر می‌شود. اگر مطلبی به رهبری نسبت داده شده، دفتر ایشان اگر لازم بدانند توضیحاتی می‌دهند. اشخاص دیگر نباید در این زمینه اظهار نظر کنند و من هم نباید اظهار نظری داشته باشم.

وی در پاسخ به این سوال که آیا احمدی‌نژاد در چند ماه گذشته با رهبر انقلاب دیداری داشته است یا خیر، اظهار می‌کند: بله، دیدار داشته‌اند. اما درباره مطلبی که به مقام معظم رهبری نسبت داده شده دفتر ایشان باید اظهار نظر کند.

عبدالرضا داوری یکی دیگر از نزدیکان احمدی‌نژاد است که درباره این خبر تأکید می‌کند هر خبری مربوط به مقام معظم رهبری اگر خارج از رسانه‌های وابسته به دفتر ایشان یا اطلاعیه‌های دفتر ایشان منتشر شود اعتبار ندارد. این خبر هم چون از مجاری رسمی منتشر نشده طبیعتاً اعتبار و حجیت ندارد.

وی همچنین درباره صحبت‌های باهنر در این زمینه، تصریح می‌کند:‌ مگر آقای باهنر سخنگوی مقام معظم رهبری هستند؟ مسأله روشن است. جریانی می‌خواست یک علمیات روانی ایجاد کند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا احمدی‌نژاد در این مدت با مقام معظم رهبری دیداری داشته است یا خیر، بیان می‌کند: اطلاع‌رسانی دیدارهای مقام معظم رهبری به عهده ما نیست.

داوری در ادامه تأکید می‌کند: آقایان شایعه‌پردازی و شایعه‌پراکنی درباره مقام معظم رهبری نکنند؛ چون جایگاه ایشان نقطه اتکاء همه آحاد ملت و حساس است و نباید از جایگاه ایشان در رقابت‌ها و حذف رقبایمان سوءاستفاده کنیم.

وی در پایان می‌گوید: این یک روش غلط است. همه نیروهای کشور باید جایگاه مقام معظم رهبری را حفظ کنند و در عین حال همواره دیدگاه‌ها و نظرات رهبر معظم انقلاب باید مبنای عمل برای همه نیروهای انقلاب باشد.

انتهای پیام

 

منبع : کلاغ نیوزچرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
برچسب ها : معظم ,مقام ,ایشان ,اظهار ,احمدی‌نژاد ,باهنر ,مقام معظم ,معظم رهبری ,دفتر ایشان ,احمدی نژاد ,نسبت داده ,درباره صحبت‌های باهنر

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

:: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی


واکنش اطرافیان احمدی‌نژاد به خبر منع او از کاندیداتوری

 

چند روزی است خبری در محافل خبری کشور دست به دست می‌شود مبنی بر اینکه محمود احمدی نژاد از حضور در انتخابات آینده منع شده است. این خبر که ابتدا جدی به نظر نمی‌رسید با صحبت‌های دیروز محمدرضا باهنر رنگ و بوی جدی بودن به خود گرفت. هرچند اطرافیان احمدی نژاد آن را تأیید نمی‌کنند.

به گزارش ایسنا، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری و یکی از بزرگان جریان اصولگرایی در نشست ماهانه دیروز جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به این خبر، اظهار کرد: قرار بود این مسأله رسانه‌ای نشود اما شد. آقای احمدی نژاد به عنوان یکی از گزینه‌های قوی برای انتخابات ریاست جمهوری به دلایلی از ورود به انتخابات منع شده است.

اما از سوی دیگر دو نفر از نزدیکان رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد این خبر را نه تأیید و تکذیب می‌کنند و تأکید دارند که اخبار مربوط به مقام معظم رهبری باید از منابع رسمی منتشر شود و به چنین اخباری نمی‌توان رسمیت داد.

علی‌اکبر جوانفکر در گفت‌وگو با ایسنا، درباره صحبت‌های باهنر می‌گوید: مگر آقای باهنر مسئول نشر مطالب مربوط به مقام معظم رهبری است؟ این سوال برای ما هم وجود دارد که مطالب مربوط به رهبر انقلاب چطور از مجاری دیگری منتشر می‌شود. اگر مطلبی به رهبری نسبت داده شده، دفتر ایشان اگر لازم بدانند توضیحاتی می‌دهند. اشخاص دیگر نباید در این زمینه اظهار نظر کنند و من هم نباید اظهار نظری داشته باشم.

وی در پاسخ به این سوال که آیا احمدی‌نژاد در چند ماه گذشته با رهبر انقلاب دیداری داشته است یا خیر، اظهار می‌کند: بله، دیدار داشته‌اند. اما درباره مطلبی که به مقام معظم رهبری نسبت داده شده دفتر ایشان باید اظهار نظر کند.

عبدالرضا داوری یکی دیگر از نزدیکان احمدی‌نژاد است که درباره این خبر تأکید می‌کند هر خبری مربوط به مقام معظم رهبری اگر خارج از رسانه‌های وابسته به دفتر ایشان یا اطلاعیه‌های دفتر ایشان منتشر شود اعتبار ندارد. این خبر هم چون از مجاری رسمی منتشر نشده طبیعتاً اعتبار و حجیت ندارد.

وی همچنین درباره صحبت‌های باهنر در این زمینه، تصریح می‌کند:‌ مگر آقای باهنر سخنگوی مقام معظم رهبری هستند؟ مسأله روشن است. جریانی می‌خواست یک علمیات روانی ایجاد کند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا احمدی‌نژاد در این مدت با مقام معظم رهبری دیداری داشته است یا خیر، بیان می‌کند: اطلاع‌رسانی دیدارهای مقام معظم رهبری به عهده ما نیست.

داوری در ادامه تأکید می‌کند: آقایان شایعه‌پردازی و شایعه‌پراکنی درباره مقام معظم رهبری نکنند؛ چون جایگاه ایشان نقطه اتکاء همه آحاد ملت و حساس است و نباید از جایگاه ایشان در رقابت‌ها و حذف رقبایمان سوءاستفاده کنیم.

وی در پایان می‌گوید: این یک روش غلط است. همه نیروهای کشور باید جایگاه مقام معظم رهبری را حفظ کنند و در عین حال همواره دیدگاه‌ها و نظرات رهبر معظم انقلاب باید مبنای عمل برای همه نیروهای انقلاب باشد.

انتهای پیام

 

منبع : کلاغ نیوزچرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
برچسب ها : معظم ,مقام ,ایشان ,اظهار ,احمدی‌نژاد ,باهنر ,مقام معظم ,معظم رهبری ,دفتر ایشان ,احمدی نژاد ,نسبت داده ,درباره صحبت‌های باهنر

::
 
 
شناسه خبر: ۵۸۰۲۶۸  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ - ۱۴:۳۴  ۰  

افکار نیوز گزارش می دهد؛

سکوت دختر نجومی بگیر هنگام بررسی فیشهای نجومی در مجلس!

در روز بررسی موضوع در دسترس عموم بودن حقوق ها و مزایای نجومی بگیران، مدیران و مقامات و کارکنان دستگاهها، برخی از نمایندگان از جمله نماینده تویسرکان و لنگرود به مخالفت برخواسته و برخی از نمایندگان همچون دختر صفدر حسینی یکی از مدیران نجومی بگیر، سکوت محض اختیار کردند. اما برخی دیگر از نمایندگان خواستار نظارت مردم بر این حقوق ها شدند.

سکوت دختر نجومی بگیر هنگام بررسی فیشهای نجومی در مجلس!

گروه سیاسی- نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز دوشنبه مجلس و در ادامه رسیدگی به لایحه برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران، ماده 35 این لایحه را پس از بحث و بررسی به تصویب رساندند.

به گزارش افکار نیوز، این ماده در خصوص حقوق های نجومی مدیران است که حقوق و مزایای مقامات و کارکنان دستگاهها در دسترس عموم مردم باشد.

 به موجب این  مصوبه مجلس دولت مکلف شد در سال اول اجرای برنامه ششم توسعه، یعنی در سال آینده  نسبت به راه‌اندازی سامانه ثبت حقوق و مزایا اقدام نموده و امکان تجمیع کلیه پرداخت‌ها به مقامات، رؤسا، مدیران و کارکنان کلیه دستگاه‌های اجرایی موضوع این قانون قوای سه‌گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از وزارتخانه‌ها، سازمانها و مؤسسات و دانشگاهها، شرکتهای دولتی، مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت، بانکها و مؤسسات اعتباری دولتی، شرکتهای بیمه دولتی، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی(در مواردی که آن بنیادها و نهادهایی که از بودجه کل کشور استفاده می‌نمایند)، مؤسسات عمومی، بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان قانون اساسی، بنیادها و مؤسساتی که زیرنظر ولی فقیه اداره می‌شوند و همچنین دستگاهها و واحدهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است، ‌اعم از اینکه قانون خاص خود را داشته و یا از قوانین و مقررات عام تبعیت نمایند.

بدین وسیله دولت مکلف شد به منظور دستیابی نهادهای نظارتی و عموم مردم به میزان حقوق و مزایای دریافتی مدیران، مقامات و کارکنان دستگاههای اجرایی، سامانه ثبت حقوق و مزایا را راه اندازی کند.

همچنین دیوان محاسبان و سازمان بازرسی موظفند پرداختی ها را از سال 88 بررسی کرده و در صورت مازاد پرداختی نسبت به بازگرداندن وجوه اقدام نمایند.

حسابرسان و بازرسان قانونی مکلفند تخلفات صورت گرفته را در اسرع وقت به مراجع ذی صلاح اعلام نمایند

در جریان بررسی این ماده در صحن مجلس، نمایندگان زیادی به اظهار نظر پرداختند و برخی هم برای حذف نظارت عموم مردم از این ماده پیشنهاداتی مطرح کردند.

هر پیشنهادی هم با نظر نمایندگان موافق و مخالف روبرو می شد و در همین راستا تعدادی از نمایندگان در این زمینه به اظهار نظر پرداختند.

محمد مهدی مفتح نماینده تویسر کان و مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود معتقد بودند که مردم نباید از حقوقهای مدیران و مقامات مطلع باشند و خواستار حذف عبارت «نظارت عموم مردم» بر این حقوق ها شدند.  اما برخی از نمایندگان از جمله احمد امیرآبادی نماینده قم مخالف این حذف بود و کمیسیون تلفیق بررسی برنامه ششم هم مخالف حذف عبارت نظارت عموم مردم بودند. در نهایت این پیشنهاد تصویب نشد و عبارت مذکور در قانون ماند و مردم می توانند حقوق مدیران را در این سامانه ببینند.

همچنین در جلسه بعدازظهر دیروز  ماده مربوط به تعیین حقوق مدیران دستگاه‌های اجرایی به کمیسیون تلفیق ارجاع شد.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی بعدازظهر دیروز هم ماده 38 مربوط به مجموع ناخالص پرداختی ماهانه به مدیران دستگاه‌های اجرایی را به کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم بازگرداندند.

در این ماده آمده بود مجموع ناخالص پرداختی ماهانه به مدیران دستگاه‌های اجرایی حداکثر یک و نیم برابر حداکثر حقوق و مزایای مستمر قابل پرداخت به کارکنان مشمول قانون خدمات مدیریت کشوری می‌باشد.

در این زمینه هم تعدادی از نمایندگان به اظهار نظر پرداختند.

اما نکته جالب در این زمینه سکوت محض سیده فاطمه حسینی نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس و دختر صفدر حسینی، در مجلس بود.

صفدر حسینی رئیس معزول صندوق توسعه ملی در حالی ماهیانه ۵۷ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کرد که کمک‌‌هزینه ورزش، خرید کتاب و اوقات فراغت فرزندانش نیز در فیش حقوقی وی لحاظ می‌شد.

وی همچنین وام ۳۰۰میلیونی با سود ۴درصد و کمک‌هزینه اوقات فراغت فرزندان دریافت می کرد.

در بررسی این ماده از برنامه ششم توسعه در صحن مجلس فاطمه حسینی نه بعنوان موافق صحبت کرد و نه مخالف. نه پیشنهادی داد و نه در رد و یا موافقت پیشنهادی حرفی زد.

گرچه صفدر حسینی با افشای این حقوقش از سمت خود عزل شد اما دختر وی  وقتی فیش حقوقی پدرش رسانه ای شد، اعلام کرد که پدرش سهم خود را از انقلاب می گرفت و این حقوق 57 میلیون تومانی قانونی بود.

این سکوت فاطمه حسینی در حالی صورت گرفت که شعار انتخاباتی این بوده که «من میخواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری، تبعیض و بی عدالتی. می‌خواهیم صدای کسانی باشیم که با بی مهری رد صلاحیت شدند من می‌خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی و امید را حق مسلم خود می‌داند».

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : حقوق ,مدیران ,نمایندگان ,مجلس ,ماده ,مردم ,عموم مردم ,دستگاه‌های اجرایی ,کمیسیون تلفیق ,مدیران دستگاه‌های ,فاطمه حسینی ,مدیران دستگاه‌های اج

::
 
 
شناسه خبر: ۵۸۰۲۶۸  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ - ۱۴:۳۴  ۰  

افکار نیوز گزارش می دهد؛

سکوت دختر نجومی بگیر هنگام بررسی فیشهای نجومی در مجلس!

در روز بررسی موضوع در دسترس عموم بودن حقوق ها و مزایای نجومی بگیران، مدیران و مقامات و کارکنان دستگاهها، برخی از نمایندگان از جمله نماینده تویسرکان و لنگرود به مخالفت برخواسته و برخی از نمایندگان همچون دختر صفدر حسینی یکی از مدیران نجومی بگیر، سکوت محض اختیار کردند. اما برخی دیگر از نمایندگان خواستار نظارت مردم بر این حقوق ها شدند.

سکوت دختر نجومی بگیر هنگام بررسی فیشهای نجومی در مجلس!

گروه سیاسی- نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز دوشنبه مجلس و در ادامه رسیدگی به لایحه برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران، ماده 35 این لایحه را پس از بحث و بررسی به تصویب رساندند.

به گزارش افکار نیوز، این ماده در خصوص حقوق های نجومی مدیران است که حقوق و مزایای مقامات و کارکنان دستگاهها در دسترس عموم مردم باشد.

 به موجب این  مصوبه مجلس دولت مکلف شد در سال اول اجرای برنامه ششم توسعه، یعنی در سال آینده  نسبت به راه‌اندازی سامانه ثبت حقوق و مزایا اقدام نموده و امکان تجمیع کلیه پرداخت‌ها به مقامات، رؤسا، مدیران و کارکنان کلیه دستگاه‌های اجرایی موضوع این قانون قوای سه‌گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از وزارتخانه‌ها، سازمانها و مؤسسات و دانشگاهها، شرکتهای دولتی، مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت، بانکها و مؤسسات اعتباری دولتی، شرکتهای بیمه دولتی، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی(در مواردی که آن بنیادها و نهادهایی که از بودجه کل کشور استفاده می‌نمایند)، مؤسسات عمومی، بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان قانون اساسی، بنیادها و مؤسساتی که زیرنظر ولی فقیه اداره می‌شوند و همچنین دستگاهها و واحدهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است، ‌اعم از اینکه قانون خاص خود را داشته و یا از قوانین و مقررات عام تبعیت نمایند.

بدین وسیله دولت مکلف شد به منظور دستیابی نهادهای نظارتی و عموم مردم به میزان حقوق و مزایای دریافتی مدیران، مقامات و کارکنان دستگاههای اجرایی، سامانه ثبت حقوق و مزایا را راه اندازی کند.

همچنین دیوان محاسبان و سازمان بازرسی موظفند پرداختی ها را از سال 88 بررسی کرده و در صورت مازاد پرداختی نسبت به بازگرداندن وجوه اقدام نمایند.

حسابرسان و بازرسان قانونی مکلفند تخلفات صورت گرفته را در اسرع وقت به مراجع ذی صلاح اعلام نمایند

در جریان بررسی این ماده در صحن مجلس، نمایندگان زیادی به اظهار نظر پرداختند و برخی هم برای حذف نظارت عموم مردم از این ماده پیشنهاداتی مطرح کردند.

هر پیشنهادی هم با نظر نمایندگان موافق و مخالف روبرو می شد و در همین راستا تعدادی از نمایندگان در این زمینه به اظهار نظر پرداختند.

محمد مهدی مفتح نماینده تویسر کان و مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود معتقد بودند که مردم نباید از حقوقهای مدیران و مقامات مطلع باشند و خواستار حذف عبارت «نظارت عموم مردم» بر این حقوق ها شدند.  اما برخی از نمایندگان از جمله احمد امیرآبادی نماینده قم مخالف این حذف بود و کمیسیون تلفیق بررسی برنامه ششم هم مخالف حذف عبارت نظارت عموم مردم بودند. در نهایت این پیشنهاد تصویب نشد و عبارت مذکور در قانون ماند و مردم می توانند حقوق مدیران را در این سامانه ببینند.

همچنین در جلسه بعدازظهر دیروز  ماده مربوط به تعیین حقوق مدیران دستگاه‌های اجرایی به کمیسیون تلفیق ارجاع شد.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی بعدازظهر دیروز هم ماده 38 مربوط به مجموع ناخالص پرداختی ماهانه به مدیران دستگاه‌های اجرایی را به کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم بازگرداندند.

در این ماده آمده بود مجموع ناخالص پرداختی ماهانه به مدیران دستگاه‌های اجرایی حداکثر یک و نیم برابر حداکثر حقوق و مزایای مستمر قابل پرداخت به کارکنان مشمول قانون خدمات مدیریت کشوری می‌باشد.

در این زمینه هم تعدادی از نمایندگان به اظهار نظر پرداختند.

اما نکته جالب در این زمینه سکوت محض سیده فاطمه حسینی نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس و دختر صفدر حسینی، در مجلس بود.

صفدر حسینی رئیس معزول صندوق توسعه ملی در حالی ماهیانه ۵۷ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کرد که کمک‌‌هزینه ورزش، خرید کتاب و اوقات فراغت فرزندانش نیز در فیش حقوقی وی لحاظ می‌شد.

وی همچنین وام ۳۰۰میلیونی با سود ۴درصد و کمک‌هزینه اوقات فراغت فرزندان دریافت می کرد.

در بررسی این ماده از برنامه ششم توسعه در صحن مجلس فاطمه حسینی نه بعنوان موافق صحبت کرد و نه مخالف. نه پیشنهادی داد و نه در رد و یا موافقت پیشنهادی حرفی زد.

گرچه صفدر حسینی با افشای این حقوقش از سمت خود عزل شد اما دختر وی  وقتی فیش حقوقی پدرش رسانه ای شد، اعلام کرد که پدرش سهم خود را از انقلاب می گرفت و این حقوق 57 میلیون تومانی قانونی بود.

این سکوت فاطمه حسینی در حالی صورت گرفت که شعار انتخاباتی این بوده که «من میخواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری، تبعیض و بی عدالتی. می‌خواهیم صدای کسانی باشیم که با بی مهری رد صلاحیت شدند من می‌خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی و امید را حق مسلم خود می‌داند».

منبع : کلاغ نیوز
برچسب ها : حقوق ,مدیران ,نمایندگان ,مجلس ,ماده ,مردم ,عموم مردم ,دستگاه‌های اجرایی ,کمیسیون تلفیق ,مدیران دستگاه‌های ,فاطمه حسینی ,مدیران دستگاه‌های اج

غلط کردم

:: غلط کردم
کد خبر: ۳۷۸۴۰۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۵
 
 
این همه علاقه به اعتراف گیری و اصرار بر این که کسی یا کسانی بگویند «اشتباه کردیم» از کجا ناشی می شود که وزیر و غیر وزیر و جلسه محرمانه و غیر محرمانه نمی شناسد؟
هر چند با توضیح رییس مجلس درباره مطالب نقل شده از وزیر خارجه بسیاری از ابهامات، رفع شده اما همچنان می توان از اقدام کریمی قدوسی به رفتارشناسی اصول گرایان رادیکال پرداخت.

به گزارش نامه نیوز،  ماجرا از این قرار بود که نماینده اصول گرا و ضد برجام از جواد ظریف نقل کرد: « من اعتراف می کنم که اشتباه کردم که به حرف جان کری وزیر خارجه آمریکا اعتماد کردم.» البته اصل صحبت ظریف درباره تمدید تحریم های داماتو بوده نه کلیت برجام.

جدای این که اگر واقعا چنین سخنی گفته بود نیز به تصریح رییس مجلس محرمانه بوده و بر این اساس صحبت های جلسه محرمانه و درون ساختاری را نباید در کوی و برزن مطرح می کرد و سوای این که به گفته نمایندگانی دیگر مقدمه و مؤخره صحبت های وزیر خارجه حذف و به صورت گزینشی نقل شده چند نکته کمتر گفته شده را می توان یادآور شد:

1-بخش رادیکال اصول گرایان از بحران اخلاقی رنج می برد و به همین خاطر داعیه های اخلاقی آنان به چالش کشیده شده است. 

موج سنگینی که در پی اتهاماتی علیه یک قاری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی درگرفت واکنشی به همین ناهمخوانی ادعاها و عالم واقعیت بود در حالی که در هر صنفی امکان خطا و وجود خاطی وجود دارد و کافی بود همین نکته را یادآوری کنند ولی به خاطر روحیه تمامیت خواهی ترجیح دادند اعلام برائت نکنند.

2-دلواپسان و رادیکال ها علاقه وافری دارند تا از کسانی که نمی پسندند اعتراف بگیرند و از زبان آنان بگویند «اشتباه کردم.» 

این همه ذوق به خاطر نقل قول ناقص از جواد ظریف را می توان به خاطر همین عبارت نیز دانست. از نگاه اینان همه اشتباه می کنند جز خودشان. 

همه بر سَبیل خطا  می روند و گمراه اند و تنها اینها راه درست را طی می کنند. وقتی رسانه ها و نشریات این طیف را بررسی می کنی بیش از هر واژه ای با این کلمات رو به رو می شوی: اعتراف، اشتباه. بر این اساس می توان گفت منتقدان در این گونه جلسات نمی خواهند قانع شوند می خواهند گافی پیدا کنند تا روی آن مانور دهند یا نکته ای را تعمیم دهند.

3- ما هم می گوییم ظریف اشتباه کرد! اما نه بر سر این که اعتماد کرد یا نکرد. چون هم هدف جان کری از مذاکره مشخص بود و هم هدف ظریف. کری آمده بود تا یک کشور دیگر به قدرت هسته ای بدل نشود و ظریف رفته بود تا قدرت بالقوه را تثبیت کند و درباره بالفعل اطمینان دهد که ایران در پی غنی سازی با درصد بالا نیست تا نگران تولید سلاح باشند و تحریم ها را هم بردارند.

 اشتباه ظریف در داخل اتفاق افتاد. چون خیلی از جلسات ولو نام محرمانه داشته باشند در واقع کسانی اطلاعات را بیرون می دهند و نشتی دارد.

 از آقای ناطق نوری هم جایی نقل شده بود که علت اصلی امتناع از شرکت در جلسات جامعه روحانیت این نیست که قهر کرده یا توقع داشته بعد از سخنان احمدی نژاد موضع بگیرند بلکه بیشتر به این خاطر بوده که مرحوم شیخ جعفر شجونی پاره ای از مباحثات درون جلسات شورای مرکزی را رسانه ای می کرده است.

ظریف اشتباه کرد چون نباید جلسه را غیر رسانه ای می دانست و جا دارد به آنها یادآوری کند مسؤولان قبلی تیم مذاکرات هسته ای گاه از ابتدا تا انتها یک بار هم به مجلس گزارش ندادند.

درست است که آنان دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند نه وزیران رأی اعتماد گرفته از مجلس اما ظریف نیز ناگزیر نیست هر آنچه را که می داند و در ذهن دارد بگوید و از این پس او دیگر صراحت گذشته را به خرج نخواهد داد.
مادام که اصول گرایان بیش از تلاش برای جلب نظر مردم اصرار دارند از این و آن اعتراف بگیرند اشتباه کرده اند در بر همین پاشنه می چرخد.
 
  این همه علاقه به تحقیر و اعتراف گیری و اصرار بر این که کسی یا کسانی بگویند «اشتباه کردیم» از کجا ناشی می شود که وزیر و غیر وزیر و جلسه محرمانه و غیر محرمانه نمی شناسد؟

  حیف است کسانی مصداق این شعر اخوان ثالث باشند که: « از هر چه جُستنی است نجویند غیر عیب / وز هر چه خوردنی است فقط غبطه می خورند...»
منبع : کلاغ نیوزغلط کردم
برچسب ها : ظریف ,وزیر ,محرمانه ,اشتباه ,همین ,خاطر ,وزیر خارجه ,اصول گرایان ,بگویند «اشتباه ,جلسه محرمانه ,جواد ظریف ,بگویند «اشتباه کردیم» ,یاانی بگویند «

غلط کردم

:: غلط کردم
کد خبر: ۳۷۸۴۰۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۵
 
 
این همه علاقه به اعتراف گیری و اصرار بر این که کسی یا کسانی بگویند «اشتباه کردیم» از کجا ناشی می شود که وزیر و غیر وزیر و جلسه محرمانه و غیر محرمانه نمی شناسد؟
هر چند با توضیح رییس مجلس درباره مطالب نقل شده از وزیر خارجه بسیاری از ابهامات، رفع شده اما همچنان می توان از اقدام کریمی قدوسی به رفتارشناسی اصول گرایان رادیکال پرداخت.

به گزارش نامه نیوز،  ماجرا از این قرار بود که نماینده اصول گرا و ضد برجام از جواد ظریف نقل کرد: « من اعتراف می کنم که اشتباه کردم که به حرف جان کری وزیر خارجه آمریکا اعتماد کردم.» البته اصل صحبت ظریف درباره تمدید تحریم های داماتو بوده نه کلیت برجام.

جدای این که اگر واقعا چنین سخنی گفته بود نیز به تصریح رییس مجلس محرمانه بوده و بر این اساس صحبت های جلسه محرمانه و درون ساختاری را نباید در کوی و برزن مطرح می کرد و سوای این که به گفته نمایندگانی دیگر مقدمه و مؤخره صحبت های وزیر خارجه حذف و به صورت گزینشی نقل شده چند نکته کمتر گفته شده را می توان یادآور شد:

1-بخش رادیکال اصول گرایان از بحران اخلاقی رنج می برد و به همین خاطر داعیه های اخلاقی آنان به چالش کشیده شده است. 

موج سنگینی که در پی اتهاماتی علیه یک قاری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی درگرفت واکنشی به همین ناهمخوانی ادعاها و عالم واقعیت بود در حالی که در هر صنفی امکان خطا و وجود خاطی وجود دارد و کافی بود همین نکته را یادآوری کنند ولی به خاطر روحیه تمامیت خواهی ترجیح دادند اعلام برائت نکنند.

2-دلواپسان و رادیکال ها علاقه وافری دارند تا از کسانی که نمی پسندند اعتراف بگیرند و از زبان آنان بگویند «اشتباه کردم.» 

این همه ذوق به خاطر نقل قول ناقص از جواد ظریف را می توان به خاطر همین عبارت نیز دانست. از نگاه اینان همه اشتباه می کنند جز خودشان. 

همه بر سَبیل خطا  می روند و گمراه اند و تنها اینها راه درست را طی می کنند. وقتی رسانه ها و نشریات این طیف را بررسی می کنی بیش از هر واژه ای با این کلمات رو به رو می شوی: اعتراف، اشتباه. بر این اساس می توان گفت منتقدان در این گونه جلسات نمی خواهند قانع شوند می خواهند گافی پیدا کنند تا روی آن مانور دهند یا نکته ای را تعمیم دهند.

3- ما هم می گوییم ظریف اشتباه کرد! اما نه بر سر این که اعتماد کرد یا نکرد. چون هم هدف جان کری از مذاکره مشخص بود و هم هدف ظریف. کری آمده بود تا یک کشور دیگر به قدرت هسته ای بدل نشود و ظریف رفته بود تا قدرت بالقوه را تثبیت کند و درباره بالفعل اطمینان دهد که ایران در پی غنی سازی با درصد بالا نیست تا نگران تولید سلاح باشند و تحریم ها را هم بردارند.

 اشتباه ظریف در داخل اتفاق افتاد. چون خیلی از جلسات ولو نام محرمانه داشته باشند در واقع کسانی اطلاعات را بیرون می دهند و نشتی دارد.

 از آقای ناطق نوری هم جایی نقل شده بود که علت اصلی امتناع از شرکت در جلسات جامعه روحانیت این نیست که قهر کرده یا توقع داشته بعد از سخنان احمدی نژاد موضع بگیرند بلکه بیشتر به این خاطر بوده که مرحوم شیخ جعفر شجونی پاره ای از مباحثات درون جلسات شورای مرکزی را رسانه ای می کرده است.

ظریف اشتباه کرد چون نباید جلسه را غیر رسانه ای می دانست و جا دارد به آنها یادآوری کند مسؤولان قبلی تیم مذاکرات هسته ای گاه از ابتدا تا انتها یک بار هم به مجلس گزارش ندادند.

درست است که آنان دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند نه وزیران رأی اعتماد گرفته از مجلس اما ظریف نیز ناگزیر نیست هر آنچه را که می داند و در ذهن دارد بگوید و از این پس او دیگر صراحت گذشته را به خرج نخواهد داد.
مادام که اصول گرایان بیش از تلاش برای جلب نظر مردم اصرار دارند از این و آن اعتراف بگیرند اشتباه کرده اند در بر همین پاشنه می چرخد.
 
  این همه علاقه به تحقیر و اعتراف گیری و اصرار بر این که کسی یا کسانی بگویند «اشتباه کردیم» از کجا ناشی می شود که وزیر و غیر وزیر و جلسه محرمانه و غیر محرمانه نمی شناسد؟

  حیف است کسانی مصداق این شعر اخوان ثالث باشند که: « از هر چه جُستنی است نجویند غیر عیب / وز هر چه خوردنی است فقط غبطه می خورند...»
منبع : کلاغ نیوزغلط کردم
برچسب ها : ظریف ,وزیر ,محرمانه ,اشتباه ,همین ,خاطر ,وزیر خارجه ,اصول گرایان ,بگویند «اشتباه ,جلسه محرمانه ,جواد ظریف ,بگویند «اشتباه کردیم» ,یاانی بگویند «

محل قرارگیری آمارگیر www.neginpop.ir

پاپ کده | کسب درآمد از پاپ آپ چیست , کسب درآمد از پاپ آپ در بلاگفا , کسب درامد از پاپ آپ خارجی , کسب درآمد با پاپ آپ , اس پاپ آپ - سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد ازطریق پاپ آپ , کسب درآمد از اینترنت پاپ آپ , کسب درامد اینترنتی پاپ اپ , اموزش کسب درامد از پاپ اپ , نحوه کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از پاپ آپ , بهترین سایت کسب درآمد از پاپ آپ , اسکریپت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از پاپ اپ فیس نما , بهترین سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد بالا از پاپ آپ , بیشترین کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از بهترین پاپ آپ ها , بهترین سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , چگونه از پاپ اپ کسب درامد کنیم , نحوه کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از طریق پاپ آپ - poppop , معرفی سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , معرفی سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , سامانه کسب درآمد از پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درآمد از راه پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ شرکت راه گستر قرن , چگونگی کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از تبلیغات پاپ آپ